باشگاه هیپنوتیزم

هیپنوتیزم - آموزش هیپنوتیزم - آموزش عملی تله کینزی - درمان اعتیاد . لکنت زبان . چاقی و لاغری . افسردگی و اضطراب شدید . ترسهای بیمارگونه . برنامه ریزی ذهنی . برگزاری کارگاه های روانشناسی با موضوعات مختلف

 
جزوه پیشگیری از اعتیاد( متن کامل ). تالیف و گرداوری : محمد منصوریان

علل گرایش به اعتیاد راه های پیشگیری و درمان آن


مقدّمه
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن، خو گرفتن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنا کرده اند; به عبارت دیگر تسلیم به ماده مخدر که از نظر جسمی و یا اجتماعی زیان آور شمرده می شود، اعتیاد نام دارد.
در سال ۱۹۵۰ سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارائه کرد: «اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور است.»۱
اگر نیم نگاهی به پیامدها و عوارض اعتیاد به مواد مخدر بیندازیم خواهیم دید که پیامدهای اعتیاد جامعه، فرد و خانواده را از نظر اقتصادی، اجتماعی، روانی و جسمی در برمی گیرد. از مهم ترین عوارض جسمی اعتیاد به مواد مخدر می توان به ناراحتی های عصبی، بی اشتهایی، اضطراب، ریزش مکرّر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی و فشار شدید در ستون فقرات، لاغر شدن و اختلال در سیستم عصبی و فیزیواوژیکی و... اشاره کرد.
در گستره اقتصادی برخی پیامدهای ناشی از اعتیاد به مواد مخدر عبارتند از: بیکاری، ضعف مالی در ازای خرید و مصرف مواد، لطمه به اقتصاد و جامعه و خانواده.
اما عوارض روانی و شخصیتی ناشی از اعتیاد به مواد مخدر فراوانند; از جمله: ضعف اراده، بی توجهی به مسئولیت های فردی، ضعف شخصیت، ضعف عاطفه، عصبی بودن، به هم خوردن تعادل روانی، شخصیت نامتعادل و متزلزل، و ضعف اعتماد به نفس. همچنین در زمینه اجتماعی می توان به عوارضی مانند بی توجهی به مقرّرات جامعه، ضعف نیروی کار جامعه، بی نظمی و بی اعتمادی در جامعه، ضعف بنیاد خانواده، افزایش انحرافاتی مانند: دزدی، فحشا و تکدی گری اشاره کرد.

بررسی برخی نظریه ها  درمورد اعتیاد

در دسترس بودن مواد مخدر، بیکاری، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، محیط جغرافیایی و محله زندگی نامناسب، ضعف قوانین و ضعف اجرای آن، دوست ناباب، و ضعف دینداری در جامعه.
از آن رو که دامنه علل گرایش به اعتیاد و دامنه و گستردگی عوارض ناشی از آن بسیار وسیع و فراگیر می باشد، پیشگیری، شناسایی و از بین بردن علل گرایش به اعتیاد ضروری است; زیرا همان گونه که گذشت، پیامدهای ناشی از اعتیاد بسیار خانمانسوز و بنیان شکن هستند و درمان پس از اعتیاد نسبت به پیشگیری کاری به صرفه نخواهد بود. البته این بدان معنا نیست که افراد معتاد را درمان نکنیم، بلکه بدان معناست که پیش از ایجاد اعتیاد در فرد، زمینه های گرایش به آن شناسایی شوند و با استفاده از مطالعات کارشناسانه در ابعاد و تخصص های گوناگون، در از بین بردن زمینه ها تلاش نماییم. اگر به بُعد اقتصادی توجه کنیم خواهیم دید که هزینه پیشگیری از درمان کمتر خواهد بود; چرا که برای تهیه مواد مخدر ارز هنگفتی از کشور خارج می شود. همچنین برای کشف و مبارزه با آن و نیز مداوای معتادان هزینه های بالایی صرف می گردد.

در حال  حاضر با توجه به اهمیت و مفید بودن پیشگیری نسبت به درمان، به بررسی علل گرایش به اعتیاد در سه بُعد فردی، اجتماعی و خانوادگی می پردازیم، سپس متناسب با هر کدام راهکارهایی ارائه می دهیم
پیشگیری از اعتیاد
پیشگیری در لغت به معنای «جلوگیری» و «دفع» آمده است.

 در زمینه پیشگیری سه موضوع «انسان اعتیادپذیر»، «محیط اعتیادساز» و «عامل اعتیاد» را باید در نظر گرفت.

در نتیجه، برای پیشگیری باید با توجه به ریشه اعتیاد در زمینه ها و موارد خاص با درایت تمام، دست کم، یکی از این علل را حذف کرد تا زنجیره اعتیاد از هم بپاشد.
پیشگیری از اعتیاد باید در دو جهت مورد توجه قرار گیرد: طرف تقاضا و طرف توزیع. هر کدام از این دو جهت ویژگی های مخصوص به خود را دارند. راهکارهای پیشگیری از عرضه کننده، مجموعه فعالیت هایی می باشد که از منبع تولید تا مصرف کننده را در برمی گیرد. بخش دیگر، که مربوط به فرد معتاد (تقاضاکننده) می باشد، جنبه وسیعی دارد. از این رو، ضروری است که عوامل مستعدکننده گرایش به مواد مخدر نظیر نابسامانی های خانواده، دوستان بد، مدرسه، و محل زندگی نامناسب مورد توجه قرار گیرند. پیش از پرداختن به علل گرایش به اعتیاد، ابتدا به مهم ترین تبیین ها و نظریه های انحرافات اجتماعی (و به طور اخص گرایش به اعتیاد) اشاره می گردد:
نظریه های انحرافات اجتماعی (پیدایش اعتیاد)
تبیین های روان شناختی
تبیین های روان شناختی بر تفاوت های فردی اشخاص در شیوه تفکر و احساس درباره رفتار خویش تأکید دارند; تفاوت هایی که می تواند به شکل تفاوت هایی ظریف و جزئی در رفتار برخی افراد با افراد متعارف یا حتی در قالب اختلالات وخیم شخصیتی ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به یکدیگر، یا تمایل به خطر کردن و لذت جویی با شدت بیشتری مستعد ارتکاب رفتارهای کجروانه سازد.
یکی از تبیین های روان شناختی که بر نارسایی های شخصیتی تأکید دارد، تبیین فروید است. فروید ساختار شخصیت را شامل سه لایه «نهاد»، «من» و «من برتر» می داند. «نهاد» همان نفس اماره و سرچشمه نیروی نفسانی می باشد که هیچ گونه قید و بندی نمی شناسد. «من» هسته اصلی شخصیت و مبیّن آموزش و فراگیری واقعیات زندگی است. این بخش پیونددهنده «نهاد» و «مَن برتر» و ـ به اصطلاح ـ دروازه بان شخصیت است.
«مَن برتر» شامل ارزش های اخلاقی و وجدانی فرد است که به تدریج با آموزش و پرورش و تأثیر عوامل محیطی ایجاد می شود. فروید معتقد است که عرصه زندگی انسان صحنه کشاکش دو نیروی «نهاد» و «مَن برتر» می باشد. زمانی رفتار انحراف آمیز پیش می آید که «نهاد» در مبارزه با «مَن برتر» پیروز گردد.۴
ژان برژه معتادان را از نظر شخصیتی و روانی به معتادان با ساختار «روان نژند»، «روان پریش» و «افسرده» حال تقسیم می کند. اما به طور کلی، تقسیم بندی دیگری وجود دارد که بیشتر روان شناسان پای بند آن هستند و آن تقسیم شخصیت معتاد به «نوروتیک»، «سا یکوتیک» و «سازمان نیافته» است.
معتادان «نوروتیک» خودآزار و دیگرآزارند و دارای اختلال در روابط عاطفی و خانوادگی می باشند. از نظر روانی، این افراد با مصاحبه و رویارویی و نیز از طریق همدلی، اعتماد و اطمینان بخشیدن به آن ها باید تحت درمان قرار گیرند.
معتادان «سا یکوتیک»، واقعیت گریز هستند، روانکاوی این گروه و کنترل پرخاشگری در آن ها بهترین راه درمان این گروه محسوب می گردد. معتادانی که دارای رفتار «سازمان نیافته» هستند، قادر به برقراری ارتباط با واقعیت ها نیستند و ناکامی های خود را معلول محیط اجتماعی و خانوادگی دوران کودکی خود می دانند و بسیار خیالپرداز هستند. این گروه نیز از طریق روانکاوی فردی و گروهی تحت درمان قرار می گیرند.۵
می توان نتیجه گرفت که هرگاه رشد روانی فرد به موازات رشد جسمی او انجام نگیرد و شخصیت فرد تکامل نیابد، فرد در معرض و هجوم بیماری ها و اختلالات روانی قرار می گیرد و به فردی بی اراده، تلقین پذیر و بی عاطفه تبدیل می شود. در این هنگام در معرض خطر کجروی و انحراف واقع می شود، که اعتیاد به مواد مخدر یکی از این انحرافات می باشد. این گونه افراد به دلیل عدم تکوین شخصیت نمی توانند ارزش های اخلاقی را بپذیرند و به آسانی نمی توانند خود را با محیط سازش دهند. علاوه بر آن، دچار مشکلات احساسی و عاطفی می گردند. در نتیجه، زمینه مناسبی برای اعتیاد به مواد مخدر در چنین افرادی به وجود می آید. برای مثال، افراد عقب مانده ذهنی به دلیل اینکه خطر ناشی از اعتیاد را نمی دانند و شخصیت تلقین پذیری دارند، تحت تأثیر تلقین دیگران و با همنشینی افراد معتاد به طرف اعتیاد کشانده می شوند.
تبیین‌های زیست شناختی
تبیین های زیست شناختی را می توان به دو حیطه تبیین های حاکی از اختلالات بدن و تبیین های ژنتیک تقسیم کرد. تبیین های زیست شناختی، عوامل جسمی و زیستی را عامل پیدایش کجروی می شمرند. به نظر آن ها مجرمان و تبهکاران دارای ساختمان زیستی خاص هستند و با دیگران به لحاظ زیستی متفاوت می باشند; یعنی بین نقص بدنی و گرایش به انحرافات اجتماعی رابطه نزدیکی وجود دارد. روان پزشکان نیز ابتلا به بیماری ها و اختلالات روانی را ناشی از ضایعات وارد بر مغز می دانند. بر این اساس، عواملی مانند: ارث، کروموزوم ها، ژن ها، ابتلا به بیماری ها، جنسیت، سن و نژاد به نوعی عامل رو آوردن فرد به اعتیاد معرفی می شود.
لامبروزو، پدر نظریه زیستی، معتقد است مجرمان، خصایص انسان های ابتدایی و وحشی را دارا می باشند. به عقیده وی، ویژگی های جسمی و ظاهری وجود دارد که مجرمان را از بقیه انسان ها جدا می کند.۸

دیدگاه جانی زادگان و عوامل وراثتی

در این بخش قرار می گیرد. آنان معتقدند برخی افراد «جانی مادرزاد» می باشند و خواه ناخواه مرتکب انحرافات اجتماعی می شوند. آن ها دارای علایم بدنی می باشند که از دیگران متمایزند. علایم مزبور عبارتند از:
۱) داشتن پشتی خمیده، دندان های غیرعادی;
۲) داشتن دید بسیار قوی و علاقه مندی شدید به خونریزی;
۳) عدم تغییر رنگ در مواقع هیجان و شرم;
۴) داشتن خصوصیات معکوس جنسی;
۵) بی تفاوت در مقابل درد;
۶) احساس پیری در جوانی به دلیل ترشح نادرست غدد داخلی.

برخی از این متفکّران بر نقش وراثت و کروموزوم ها تأکید دارند و معتقدند اغلب افراد تبهکار دارای تفاوتی در ژن ها می باشند. (افرادی که جنایتکار به دنیا می آیند ا لگوی کروموزوم xyy دارند.)

  برخی نیز معتقدند بین تیپ جسمی افراد و گرایش آن ها به جرم رابطه وجود دارد; مثلا، در تیپ شناسی شلدون، افراد به سه دسته چاق، عضلانی و استخوانی تقسیم می شوند. وی معتقد است: افراد چاق مهربان، افراد عضلانی زورگو (و اغلب بین این افراد جرم بیشتر به چشم می خورد) و افراد استخوانی گوشه گیر و حساس می باشند.
نظریه های جامعه شناختی

بر نقش مهم و اساسی محیط اجتماعی در شکل دادن به پدیده کجروی تأکید دارند; و هنگام توجه به چگونگی شکل گرفتن رفتارهای کجروانه در صحنه اجتماع اساساً به عللی توجه می کنند که گروه ها یا قشرهایی را از اعضای آن، در معرض کجروی قرار می دهد.

این دسته تبیین ها، شکل گیری رفتارهای کجروانه را عمدتاً به اموری مانند ساخت اجتماعی و شرایط و موقعیت های اجتماعی که فرد در آن ها قرار می گیرد نسبت می دهند. استدلال عمده در این دسته تبیین ها آن است که نهادهای اجتماعی و مناسبات کلی اجتماعی را باید به عنوان یک کل نگریست و بر همین اساس، کجروی را نیز در درون و در ربط و نسبت با آن باید مطالعه کرد. معمولا این تبیین ها پاسخ به این پرسش را هدف خود قرار داده اند که: چه چیزی در محیط های اجتماعی وجود دارد که مردم را کجرو و بزهکار می سازد؟

نظریه مرتن: ( عوامل اجتماعی )
از نظر بسیاری از جامعه شناسان انحراف نتیجه نارسایی های موجود در فرهنگ و ساختار اجتماعی یک جامعه است. هر جامعه ای نه تنها هدف های فرهنگی تجویزشده ای دارد، بلکه وسایل اجتماعاً پذیرفته شده ای را نیز برای دستیابی به این هدف ها در اختیار دارد. هرگاه این وسایل در دسترس فرد قرار نگیرد، احتمالا آن شخص به رفتار انحراف آمیز دست می زند.

  رویکرد نابسامانی اجتماعی به عنوان یکی از نظریه های جامعه شناختی انحراف اجتماعی و بعضاً اعتیاد می باشد. مهم ترین نظریه پرداز در این رویکرد مرتن، جامعه شناس آمریکایی، است.
رویکرد نابسامانی اجتماعی، منشأ کجروی را تنها به ساخت اجتماعی و فرهنگ (نه شخص کجرو و شکست های او) مربوط نمی سازد، بلکه این توجه را نیز به دست می دهد که چرا افراد برخی اعمال کجروانه، به ویژه جرایم مالی را مرتکب می شوند. این رویکرد، هم در مورد کجروی فردی و هم در مورد کجروی گروهی بحث می کند و به گونه ای بسیاری از رفتارهای کجروانه را در برمی گیرد. بی هنجاری که به حالت عدم هنجارمندی یا بی ریشگی اطلاق می شود، زمینه ایجاد کجروی و انحراف اجتماعی می باشد; زیرا حالت بی هنجاری زمانی پیش می آید که چشمداشت های فرهنگی با واقعیت های اجتماعی سازگاری ندارد. مرتن کوشیده است بی هنجاری را به انحراف اجتماعی ربط دهد.
وی معتقد است که فرد در نتیجه فراگرد اجتماعی شدن، هدف های مهم فرهنگی و نیز راه های دستیابی به این اهداف را که از نظر فرهنگی مورد قبول باشند فرا می گیرد. هرگاه تعارض میان اهداف مقبول اجتماعی و وسایل مقبول و قابل دسترس در جامعه ایجاد شود، فرد به ناهنجاری و کجروی روی می آورد. وی گونه های متفاوت این کجروی ها را در چهار صورت زیر تصویر کرده است:
۱) کجرو در عین قبول اهداف اجتماعی، برای رسیدن به آن از وسایل غیرمقبول استفاده می کند; برای مثال، در زمینه مواد مخدّر کسی که از راه مشروع به ثروت و موقعیت اجتماعی دسترسی پیدا نمی کند ممکن است از راه های غیرمشروع و غیرقانونی، مانند توزیع مواد مخدّر، برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند.
۲) کجرو اهداف مقبول جامعه و وسایل صحیح رسیدن به اهداف را نفی می کند. در این مورد معمولا افراد از جامعه منزوی می شوند. برخی از این افراد به منظور جبران تنهایی خود، معمولا به مشروبات الکلی و یا مواد مخدّر روی می آورند.
۳) کجرو، اهداف و وسایل مقبول جامعه را رد کرده و اهداف و وسایل مقبول خویش را مطرح می کند; در این مورد، افراد روحیه انقلابی می گیرند و از طریق مبارزه با نظام سعی در تغییر آن دارند.
۴) کجرو، اهداف مقبول جامعه را نمی پذیرد، اما برای رسیدن به مقاصد خود از وسایل مقبول جامعه استفاده می کند. در این مورد، افراد کوشش می کنند تا وارد بدنه قدرت شوند و از راه های قانونی به اهداف خود برسند.

نظریه کنترل اجتماعی:

 نظریه کنترل اجتماعی تاریخی طولانی دارد و این عقیده که «شکل گیری رفتار انحرافی به وسیله جوانان» علت فقدان برخی کنترل های اجتماعی است، برای مدتی به طور کلی مورد قبول بوده است. این نظریه همنوایی را حاصل وجود پیوندهای اجتماعی بین افراد جامعه و اعمال انواع کنترل از طرف جامعه بر افراد می داند و ناهمنوایی را ناشی از گسستن پیوندهای شخصی بر نظم قراردادی جامعه قلمداد می کند.

. هیرشی، یکی از نظریه پردازان معروف این حوزه نظری و مفسّر دیدگاه دورکیم نشان داده که چگونه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نقش برجسته ای در تعاریف جرم و بزهکاری داشته اند. نظریه کنترل اجتماعی بر این پیش فرض استوار است که اگر بخواهیم از تمایلات رفتار انحرافی جلوگیری شود باید همه افراد، اعم از جوان و بزرگسال، کنترل شوند. طبق این نظریه، رفتار انحرافی، عمومی و همه گیر است و آن نتیجه کارکرد ضعیف سازوکارهای کنترل اجتماعی می باشد. این نظریه بر دو نوع کنترل شخصی و کنترل اجتماعی تأکید دارد. نظام های کنترل شخصی شامل عوامل فردی و به ویژه روان شناختی می باشد. اعتماد به نفس به عنوان عامل اساسی روان شناختی در کنترل شخصی شناخته شده است. عوامل کنترل اجتماعی شامل وابستگی و پای بندی به نهادهای بنیادین اجتماعی مانند: خانواده، دین، سیاست، و آموزش می باشد.
یکی دیگر از پیش فرض های نظریه کنترل اجتماعی این است که وفاق کلی در مورد هنجارها، ارزش ها، اعتقادات و باورهای رایج در جامعه وجود دارد و کنترل اجتماعی بر مبنای این وفاق اجتماعی انجام می شود.
امروزه به دلایل گوناگون، از جمله افزایش جمعیت، کنترل رسمی بیشتر و حتی جایگزین کنترل های غیررسمی شود. ابزار مهم کنترل اجتماعی، اجتماعی کردن افراد است که ضعف در این امر موجب بروز رفتارهای نابهنجار و از جمله اعتیاد می شود.


علل گرایش به اعتیاد

1- فردی، 2 - خانوادگی 3 - اجتماعی

 

۱) علل فردی
بسیاری از روان شناسان علل رفتارهای انحرافی را بر حسب نقص شخصیت فرد کجرو توجیه می کنند و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر، گرایش به تبهکاری و ارتکاب جرم دارند. علل فردی گرایش به اعتیاد بیشتر بر مبنای نظری دیدگاه های روان شناختی متکی می باشند.
با دانستن عواملی که فرد را در معرض خطر اعتیاد قرار می دهند، می توان افراد در معرض خطر را شناسایی کرد و برای پیشگیری از ابتلای آنان به اعتیاد، برنامه ریزی های دقیق و مؤثر انجام داد.      ))مشکلات روانی، کنجکاوی، ضعف اراده، فرار از زندگی تکراری، انگیزه های درمانی، و شخصیت نابهنجار فرد مهم ترین علل فردی گرایش به اعتیاد می باشند((     
الف) مشکلات روانی:
گروهی از افراد که بعضاً ضعیف النفس هستند، قدرت مقابله با مشکلات و ناکامی ها را ندارند و اعتیاد را راه نجات خود تلقّی می کنند; برای رهایی از ناراحتی ها، فشارهای روانی، بی اعتمادی به خویشتن و رفع هیجانات درونی در جستوجوی پناهگاهی امن، به مواد مخدّر و یا مصرف داروهای روان گردان پناه می برند. این افراد فکر می کنند که با مصرف مواد از گرفتاری های زندگی رهایی می یابند و دنیا را به نحو دیگری مشاهده می کنند; زیرا حالت تخدیری دارو و مواد مخدّر سبب می شود که تا مدتی فرد معتاد نسبت به مسائل، مشکلات و واقعیت های زندگی بی تفاوت باشد. همین فرار از زیر بار مشکلات فردی، عامل عمده برای کشش افراد به طرف مواد مخدّر است.

. یک دسته از افرادی که بیشتر در معرض اعتیاد به مواد مخدّر قرار می گیرند افراد افسرده هستند. به عقیده برژه افسردگان بیشترین و مهم ترین بخش معتادان را تشکیل می دهند. افراد افسرده ضعف روانی دارند و به نوعی احساس خلأ شخصیتی می کنند. آن ها به تصور خودشان، توان لذت بردن از دنیا را ندارند، همواره احساس ناتوانی و خستگی می کنند و خود را تهی از هرگونه توان و احساس مطلوب می دانند. به عقیده سیدنی کوهن، چنین افرادی ممکن است با مصرف مواد در جستوجوی جادویی برآیند که به دردهایشان پایان بخشد و خلأهایی را که در خودشان احساس می کنند رفع و نقص شخصیتشان را برطرف کنند.

ب) کنجکاوی:
عده ای با شرکت در مجالس دوستانه زمانی که می بینند دیگران از مواد مخدّر استفاده می کنند حس کنجکاوی در آن ها تحریک شده، به مصرف مواد گرایش پیدا می کنند. این امر منجر به مهیا شدن زمینه اعتیاد در فرد می شود; زیرا ممکن است با اولین مرتبه استفاده در فرد احساس مثبتی ایجاد گردد و باعث تکرار این عمل شود. البته آن ها غافل از این هستند که این نوع لذت ها زودگذر و خانمانسوز می باشند.
دسته ای از افراد نیز برای کنجکاوی و ارزیابی خودشان با تصور اینکه با یکبار مصرف معتاد نمی شوند، و گاهی حتی برای اینکه قدرت خودشان را به دیگران ابراز دارند به مصرف مواد مخدّر تن می دهند. احتمال معتاد شدن این افراد نیز بسیار است.
ج) ضعف اراده:
اراده عامل حرکت فرد می باشد. پس باید با منطق و شرع همسان باشد و با استفاده از تربیت و آموزش صحیح تقویت شود. فردی که با مشاهده یک عمل خلاف شرع و موازین اجتماعی با قاطعیت تمام در مقابل آن ایستادگی می نماید، از خود تزلزلی نشان نمی دهد و هدف خود را در زندگی به طور قطعی انتخاب می کند دارای اراده ای قوی می باشد. اما اگر فرد دچار اراده ضعیف بوده و برنامه خاصی برای زندگی خود نداشته باشد، اولا، دچار نوعی سردرگمی و خستگی روحی می شود و ثانیاً، ممکن است در مقابل هر انحرافی پاسخ مثبت دهد. در این صورت، نه تنها شخص نمی تواند مانع انحراف دیگران شود، بلکه خود نیز دچار انحراف می گردد. این مسئله دراعتیاد فرد اهمیت بسزایی دارد.
د) رهایی از زندگی عادی:
تقریباً انجام هر کاری بدون توجه به باورهای ذهنی و نیروهای درونی شخص انجام دهنده غیرممکن است. زمانی که یک تبدّل به مفهوم دقیق کلمه در خاستگاه فلسفی ذهنی صورت می گیرد، باور روانی و انگیزه ای، که از آن گرایش به مواد مخدّر تعبیر می کنیم، ایجاد می شود. فرد دایم مشکلات و موقعیت خود را ارزیابی و داوری می کند. این داوری نوعاً شخصی بوده و بر اساس دانش و فرهنگ تربیتی و فکری شخص داوری کننده صورت می پذیرد. حقیقت آن است که اعتیاد، همچنان که از نامش پیداست، اگرچه خود، صورت عادت دارد، اما برای شکستن یک عادت دیگر انجام می گیرد.
یکی از بارزترین علل گرایش به مصرف مواد مخدّر در جوامع صنعتی پیشرفته شکستن عادت ناشی از حیات عادی فردی است که در بستر زمان، صورت تکرار ملال آور به خود می گیرد.
بر اساس آماری که به دست آمده، قریب هشتصد هزار نفر از معتادان (از جمع دو میلیون نفر)، معتادان تفنّنی هستند که متأسفانه آمار سرآمدان علم و دانش در این طبقه زیاد می باشد.

هـ) انگیزه های درمانی:
یکی از علل مصرف مواد مخدّر جنبه های درمانی آن است. حقیقت آن است که در بسیاری از موارد پرداختن و گرایش به مواد مخدّر، در آغاز، جنبه مداوا داشته و سپس در بستر زمان به اعتیاد بدل گردیده است. شیوع مواد مخدّر در روستاها نوعاً با انگیزه درمانی صورت می پذیرد. در این بخش استفاده از مواد مخدّر برای رسیدن به تعادل جسمی است. در برخی از روستاها برای تسکین درد کمر، درد دندان، درد گوش و مانند آن از تریاک استفاد می کنند.
و) شخصیت متزلزل:
آلپورت در تعریف خود از شخصیت می گوید: «شخصیت سازمانی است پویا از نظام های روانی ـ جسمانی در درون فرد که سبب سازگاری های بی همتا و بی نظیر او با محیط می شود.»
بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد، به نحوی که فرد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها، شکست ها، ناتوانی در برخورد با مسائل و ناکامی در زندگی، عدم ثبات عاطفی و ملایمات دیگر، به اعتیاد روی می آورد. از سوی دیگر، اعتیاد به نوبه خود منجر به از بین رفتن تعادل روانی و هیجانی شخص می شود. بدین سان، بین اعتیاد و شخصیت فرد دور باطلی ایجاد می شود که مبارزه با آن مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی، یعنی ایجاد اراده و روحیه ای قوی و آسیب ناپذیر است. شناخت شخصیت و ویژگی های رفتاری معتادان به منظور مبارزه با اعتیاد و نیز پیشگیری و درمان آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.


برخی از اختلالات مربوط به شخصیت که منجر به شکل گیری و ایجاد زمینه انحرافات اجتماعی و گرایش فرد به اعتیاد می شود عبارتند از: شخصیت «پارانویایی» و «شخصیت ضد اجتماعی».
ویژگی های خاص شخصیت «پارانویایی» این است که این افراد اعمال دیگران را تحقیرآمیز یا تهدیدآمیز تفسیر می کنند; به دیگران اعتماد ندارند و روابط اجتماعی آن ها در اثر همین بی اعتمادی مختل شده است. این افراد خود بزرگ بین هستند و به دیگران ظلم و ستم می کنند.
ضعف «شخصیت ضداجتماعی» نوعی به هم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه است. این افراد نسبت به هنجارها و مقرّرات اجتماعی بی اعتنا و بی تفاوت هستند و سعی می کنند به هر نحو که شده به هوا و هوس خود پاسخ دهند. این افراد ارزش های اخلاقی را پایمال می کنند و به علت جستوجوی لذت و نیز ضعف اراده به آسانی گرفتار مواد مخدّر و الکل می شوند. از نشانه ها و ویژگی های شخصیت ضد اجتماعی می توان به خودمحوری، فقدان احساس گناه و فریبندگی سطحی و ظاهری اشاره کرد.
راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در زمینه علل فردی
ایجاد تقویت و معرفی مراکز مشاوره روان شناسی به منظور آنکه افراد بتوانند به راحتی و بدون پرداخت هزینه مشکلات روانی خود را با آن مراکز در میان بگذارند.
خانواده ها باید با تشریح کامل اعتیاد و عوارض مصرف مواد مخدّر به فرزندانشان، مشکلات روانی و افسردگی هایی که پس از اعتیاد رخ می دهد (همچنین عوارضی که بر زیبایی و ظاهر افراد ایجاد می شود) به آن ها متذکر شوند و از این طریق مانع گرایش و کنجکاوی افراد خانواده به سمت اعتیاد گردند.
آموزش به خانواده ها در جهت رفع مشکلات روانی فرزندانشان و اهمیت قایل شدن به خواسته های آن ها.
حمایت از بیماران روانی و توجه به مراکزی مانند بهزیستی، تیمارستان ها و...
توسعه همه جانبه امکانات و مراکز درمانی اعتیاد از نظر شرایط و علوم روان شناختی.
با تبلیغ و گوشزد کردن این مطلب که حتی یک مرتبه مصرف کردن مواد مخدّر ممکن است منجر به اعتیاد شود، میل به استفاده از مواد مخدّر را، حتی برای یک مرتبه هم در افراد از بین ببرند.
افراد خانواده نباید در مهمانی هایی که در آن ها به طور تفنّنی از مواد مخدّر استفاده می شود، شرکت نمایند.
ایجاد سرگرمی های مثبت و سازنده برای اینکه افراد به دلایل تفنّنی به اعتیاد روی نیاورند.
عضویت بخشی فرزندان در گروه های هنری، ورزشی و مانند آن، تا از این طریق آن هایی که روحیه ضعیف و افسرده دارند، نقاط مثبت خود را بشناسند و استعدادهای خود را شکوفا نمایند.
آموزش همگانی و همه جانبه افراد جامعه به لحاظ شناخت خویشتن انسانی و تقویت عزّت نفس.
از بین بردن تصورات باطل در خانواده ها مانند این تصور که «با مصرف مواد مخدّر، مشکلات زندگی فراموش می شود و زندگی به نحوی زیبا تغییر می یابد
خودداری از طبابت خانگی با استفاده از مواد افیونی.
تقویت مراکز درمانی و بهداشتی، بخصوص در روستاها و شهرهای دورافتاده.
مراقبت های ویژه از افرادی که به لحاظ روحی و شخصیتی آمادگی بیشتری برای گرایش به اعتیاد دارند.
شناسایی افرادی که از نظر شخصیتی متعادل نیستند (مثلا در مدارس، توسط معلمان و...) و آموزش آن ها برای دوری از اعتیاد.
خانواده ها سعی نمایند فرزندانشان را اجتماعی پرورش دهند، به نحوی که فرد با روحیه و شخصیت برون گرا و فعال تربیت شود.
۲) علل خانوادگی
خانواده اصلی ترین نقش را در تربیت فرزندان دارد. یک خانواده سالم خانواده ای است که همه امور و فعالیت های آن منطبق با موازین و معیارهای حاکم بر جامعه باشد. یافته های تحقیقات حاکی از آنند که ۴۴ درصد بزهکاران جامعه ما در خانواده های بی بند و بار زندگی می کرده اند. بی توجهی والدین به تربیت فرزندان عواقب وخیمی در آینده فرزندان به دنبال خواهد داشت.
نوع شغل پدر و مادر، وضعیت مسکن، کثرت یا قلّت اولاد، همسایگان، ساکنان دیگر منزل، ویژگی های اخلاقی پدر و مادر، نحوه رفتار با کودکان، طلاق، وجود ناپدری و نامادری، تعدد ازدواج، فرهنگ خاص حاکم بر خانواده، میزان تحصیلات والدین، پدرسالاری یا مادرسالاری، وضع اقتصادی خانواده، از هم پاشیدگی و سردی خانواده، جدایی والدین و عدم پیوستگی اعضای خانواده، و سست بودن ارکان خانواده از عوامل مهمی می باشند که زمینه انحراف و کجروی را در فرد ایجاد می نمایند.
تحقیقات نشان می دهند که افراد معتاد بیش از افراد غیرمعتاد به خانواده های از هم پاشیده و بی ثبات تعلّق دارند. یکی دیگر از زمینه های اعتیاد فرزندان اعتیاد پدر، مادر و یا اعضای خانواده می باشد.
امروزه نهاد خانواده در غرب از جایگاه اصلی خود دور شده است. به هم خوردن نظم خانوادگی، سست شدن پایه این نهاد اساسی، شانه خالی کردن جوانان از قبول مسئولیت ازدواج، منفور شدن مادری، کاهش علاقه پدر و مادر و به ویژه مادر به فرزندان، جانشین شدن هوس های سطحی به جای عشق، و افزایش طلاق، سبب گردیده اند که در این جوامع، نهاد خانواده کارکرد خود را در مورد کنترل آسیب های اجتماعی از دست بدهد.
اما در جامعه ما که یک جامعه اسلامی است و تعالیم اسلامی ارزش های خانوادگی را به بهترین وجه بیان کرده و مورد تأکید قرار داده است، نباید شاهد سست شدن پایه های خانواده باشیم. به طوری که بیش از چهار هزار دستورالعمل به صورت مستقیم درباره خانواده و ارزش های حاکم بر آن از طرف معصومان بیان شده است.
در نتیجه پژوهشی که از ۸۰۰ کودک بزهکار به عمل آمده، معلوم شد که ۶۵ درصد مادرانشان طلاق گرفته یا در حال جدایی بوده اند. بررسی دیگر نشان می دهد که ۸۸ درصد کودکان مجرم دارای پدر و مادری بوده اند که از هم جدا زندگی کرده و بین آن ها اختلاف نظر و ستیزه وجود داشته است.
در ذیل به برخی عوامل زمینه ساز گرایش فرد به اعتیاد در خانواده اشاره می گردد: 

  ((کمبود محبت در خانواده، تبعیض بین فرزندان، آزادی بی حد، محدود کردن بی حد فرزندان، رفاه بی حد اقتصادی در خانواده، فقر، و نابسامانی های خانواده ))


الف - کمبود محبت در خانواده:
بسیاری از صاحب نظران در مسئله بزهکاری، کمبود محبت و ضعف عاطفی را ریشه اصلی جرم و انحراف دانسته اند. تحقیقی از غرب درباره بزهکاران نشان داده است که ۹۱ درصد مجرمان در ارتباط با جرم به نحوی دچار مشکل عاطفی بوده اند..
فرد در خانواده زمانی که نیازهای عاطفی اش برآورده نشود، مجبور می شود دست نیاز به سوی دیگران دراز نماید. در این زمان است که شکارچیان از این موقعیت ها سوء استفاده می کنند و با ارتباط عاطفی دروغین افراد را به سوی انحراف می کشانند.
ب - افراط در محبّت:
زیاده روی در محبت نیز خود مانند کمبود محبت اثر منفی بر تربیت فرزندان دارد، به نحوی که فرزند همیشه متکی به پدر و مادر می باشد و هیچ گاه احساس استقلال و بزرگمنشی نخواهد کرد. زمانی که چنین فردی وارد جامعه شود و در این موقعیت از محبت های پدر و مادر به دور باشد، احساس کینه و عقده جویی می نماید و برای جبران این مسئله دست به هر خلافی خواهد زد.
ج تبعیض بین فرزندان:
این مسئله نیز یکی دیگر از مواردی است که فرد در خانواده احساس حقارت و حسادت می نماید. توجه نکردن به این امر خود می تواند زمینه اعتیاد در اعضای خانواده را ایجاد نماید.
د - محدود کردن فرزندان:
همان گونه که آزادی بی حد و حصر منجر به گرایش فرد به انحرافات اجتماعی می شود، محدود بودن نیز می تواند عامل گرایش فرد به انحرافات اجتماعی باشد; زیرا از سویی، محدود بودن منجر به فعال شدن حس کنجکاوی فرد و از سوی دیگر، منجر به بروز مشکلات عاطفی می شود. کنترل بیش از حدّ فرزندان سبب می شود که فرد وابسته به کنترل خارجی (زور) باشد; یعنی تا زمانی که از طریق اعمال زور رفتارش تحت کنترل است دست به عمل منحرفانه نمی زند، اما به محض اینکه کنترل والدین ضعیف شود و یا والدین به دلیل اشتغالات فرصت کنترل را نداشته باشند، خود را رها می یابد و به رفتارهای انحراف آمیز روی می آورد; زیرا از کودکی حس کنترل درونی (وجدان) او خاموش بوده و همیشه به کنترل خارجی و احتمالا زور وابسته بوده است.
ه - اعتیاد یکی از اعضای خانواده:
افرادی که در خانواده های معتاد زندگی می کنند، ترس و قبح معتاد شدن برایشان از بین رفته است و عادی شدن مصرف مواد در خانواده موجب سهولت گرایش دیگر اعضا به مصرف مواد مخدر می شود.
اگر پدر و مادر در خانواده معتاد باشند اعتیاد آن ها از یک سو، کنترل و تسلط آن ها را بر فرزندان کاهش می دهد و از سوی دیگر، عامل انتقال این عادت به فرزندان می شود. البته گاهی اوقات برخی فرزندان به دلیل انزجار از رفتار پدر و مادر و عبرت گرفتن از آن ها، از این صفت دوری می جویند، اما چنین والدینی در گرایش به اعتیاد فرزندانشان نقش مؤثر دارند.
نتایج تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از معتادان در خانواده، افراد معتاد، از قبیل پدر، مادر، پدربزرگ و... داشته اند.

 
و - رفاه اقتصادی خانواده:
در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف می گردد. ضعف روابط انسانی نیز به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش فرد به مواد مخدر است. بهترین دلیل این مدعا افزایش روزانه درصد معتادان در جوامع صنعتی غرب است که با رشد صنعت، روابط انسانی ضعیف تر می گردد.
همچنین افرادی که درآمد بیش از حد دارند موقعیت و زمینه مساعدتری برای شرکت در کلوپ های شبانه و یا تفریحات متنوع در داخل یا خارج از کشور دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات و تفریحات، زمینه را هم برای مصرف و هم برای فروش مواد مخدر بسیار مساعد می نماید.
«
خداوند در قرآن کریم، رفاه طلبی و "اتراف" را به شدت مورد حمله و نکوهش قرار می دهد و آن را عامل مستقیم در ایجاد طغیان، فساد و ظلم و کژی ها معرفی می نماید. همچنین در متون دینی آمده است که رفاه طلبی و زندگی مرفّهانه سبب طغیان در برابر خداوند، سیطره شهوات بر انسان، همراهی با ظالمان، فاسقان و کافران، لذت گرایی، غرق شدن در کامیابی ها و نیز اقدام به کجروی ها می شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در فرازی می فرمایند: من از ثروت بیش از حد، بیش از فقر برای شما هراسان هستم و آن را موجب هلاکت و سقوط می دانم، و نیز امام علی(علیه السلام) فزونی ثروت را مایه هلاکت، طغیان و فنا دانسته است.».
.. ز - بی سوادی یا کم سوادی والدین:

 تحصیلات پایین یا بی سوادی نقش مهمی در فرهنگ عمومی جامعه و همچنین در حریم خانواده و تربیت فرزندان دارد. بی سوادی و کم سوادی عامل بسیاری از مسائل، مشکلات، نارسایی های اجتماعی و انحرافات است. روشن است که پدر و مادر باسواد بسیار بهتر و با دید باز نسبت به دنیای پیرامون، مسائل و مشکلات خانواده را حل می کنند. والدین تحصیل کرده با روش های علمی و منطقی می توانند فرزندان را کنترل نمایند. آنان اغلب به دلیل آگاهی و شناخت مسائل و نیاز زندگی خود، شرایط مادی و معنوی و عاطفی مناسبی را برای فرزندان ایجاد می کنند. حال آنکه، بی سوادی والدین منجر به مسائلی از قبیل: روش های غیرمنطقی در تربیت فرزندان، پی نبردن به نیازهای روانی فرزندان، نپذیرفتن تغییرات در نگرش های جوانان و تأکید بر روش ها و اعتقادات سنّتی خود می شود که تمامی این مسائل موجب می گردند فرد نوعی احساس تنهایی و کمبود نماید و در نتیجه، در پی یافتن همدرد و همدل، به هر شخص و هر موادی روی آورد.
غالب تحقیقات نشان می دهند که بیشتر معتادان، والدینشان بی سواد و کم سوادند. «پدرِ ۶۴ درصد معتادان و مادرِ ۸۳ درصد آن ها بی سواد می باشند و علاوه بر آن، ۵۱ درصد معتادان خود بی سواد بوده اند و یا دارای تحصیلات قدیمی و ابتدایی هستند. همچنین ۴۰ درصد همسران ایشان نیز بی سواد بوده اند.

ح - فقر خانواده:
فقر و انحرافات اجتماعی از جمله پدیده هایی هستند که به نظر بسیاری از صاحب نظران با هم مرتبط می باشند. آنان پدیده های مزبور را در دو طبقه خرد و کلان تبیین کرده اند. در سطح خرد، فقر را معلول ویژگی ها و استعدادهای فردی شخص می دانند و عواملی همچون ضعف جسمانی و اختلالات روانی و بی استعدادی را از جمله مواردی می دانند که در رابطه با ایجاد فقر مؤثرند.
اما در سطح کلان، فقر و انحرافات هر یک معلول تلقّی شده، در یک چرخه علّی و معلولی قرار می گیرند. بر اساس این گونه تبیین ها، مشخص می شود که در سطح نهادها، سازمان ها، روابط اجتماعی و خصایص ساختاری جامعه مشکلی وجوددارد و سبب ایجاد یک معضل در جامعه شده است.
تحقیقات و پژوهش ها در عین حال که مؤید وجود رابطه مستقیم بین فقر و انحرافات نیست، اما وجود همبستگی میان آن دو را تأیید می نماید. بر این اساس، فقر به عنوان یکی از مسائل اجتماعی، در وقوع انحرافات و افزایش میزان آن، به ویژه در زمینه جرایم زنان، اعتیاد و سرقت تأثیرگذار است. در رویکرد دینی نیز این همبستگی میان فقر و انحرافات اجتماعی مورد تأیید است; بر این اساس، فقر انگیزش روی آوری به کجروی را افزایش می دهد. همچنان که رفاه طلبی و ثروتمند بودن در گرایش فرد به سوی انحرافات اجتماعی، انگیزه ای بسیار قوی می باشد.
همان گونه که فقر می تواند فرد را به سوی قاچاق مواد مخدر و اعتیاد بکشاند، خود نیز یکی از عواقب اعتیاد می باشد; یعنی رابطه ای دوسویه بین فقر و اعتیاد وجود دارد، به گونه ای که هرگاه فرد فقیر به دلیل مشکلات مالی به اعتیاد روی آورد، اعتیاد باعث فقر هر چه بیشتر او می شود; زیرا از سویی، مصرف مواد مخدر نیازمند به صرف هزینه می باشد و از سوی دیگر، فرد معتاد ضعیف شده است و اراده کار کردن ندارد.
آمارهای موجود تأییدکننده ارتباط بین اعتیاد و فقر می باشند. به عنوان نمونه، بر طبق آماری که در بین سال های ۱۳۷۱ـ۱۳۷۷ انجام گرفت، این نتیجه به دست آمد که بین تغییرات نسبت خانواده های زیر خط فقر نسبی و تعداد دستگیر شدگان مرتبط با مواد مخدر همبستگی بالایی وجود دارد.
ط - ستیزه والدین:
خانواده، حریم امن و آرامش است. ستیزه و اختلاف در خانواده از علل مهم گرایش افراد به ناهنجاری ها و اعتیاد است. افراد پرورش یافته در خانواده نابسامان و از هم گسیخته زمینه های بیشتری در گرایش به انحراف و اعتیاد دارند. طبق یافته های تحقیقی ۴۴ درصد بزهکاران جامعه ما در خانواده های لاابالی زندگی می کنند. همچنین در پژوهش دیگری نشان داده شده است که ۸۲ درصد معتادان، ستیزه های خانوادگی را در فرار فرزندان و روی آوردن به اعتیاد مؤثر می دانند.
زمانی که محیط خانواده، محیط مناسبی برای زندگی نباشد، فرد سعی می کند بیشترین وقت خود را در خارج از خانه صرف نماید و این کار، ارتباط افراد را با شکارچیانی که به دنبال شکار می گردند مهیا می سازد. باید توجه داشت که هر قدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش افراد به طرف مصرف مواد مخدّر و دیگر انحرافات اجتماعی بیشتر است.
راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در زمینه علل خانوادگی:
والدین باید ارتباط با فرزندانشان را بهبود بخشند و به آن ها استقلال رأی و دخالت در امر تصمیم گیری بدهد.
انتخاب یک مشاور، برای خانواده و گرفتن راهنمایی از او برای ابراز محبت و علاقه به فرزندان و همچنین رفع نیازهای عاطفی آن ها.
جلوگیری از بحث و مجادله والدین و تقویت روحیه گذشت و ایثار در خانواده.
والدین باید پشتوانه مادی و معنوی فرزندان در موقعیت های شغلی، تحصیلی و... باشند.
تمامی خواسته های فرزندان را نباید بدون چون و چرا برآورده ساخت، بلکه اجازه دهند فرزندان سختی زندگی را کمی احساس نمایند تا زمانی که در اجتماع قرار گرفتند و با مشکلی روبه رو شدند، بتوانند با آن مقابله کنند.
خانواده ها باید عیوب فردی و اجتماعی فرزندان را به آنان تذکر دهند تا فرزندان کمبودها و نقص های دوران کودکی خود را به دوران بزرگسالی منتقل نکنند و در پی رفع عیوب خود باشند.
والدین بین فرزندان خود تبعیض قایل نشوند.
توجه و کنترل فرزند از نظر چگونگی مصرف پول و سعی در رفع نیازهای مالی فرزندان در حدّ معقول.
نظارت بر وضعیت تحصیلی و شغلی فرزندان و توجه به آن ها در موقع ترک تحصیل و... .
تحکیم پایه های اعتقادی و آموزش فرزندان و آشنا کردن آنان با عوارض اعتیاد به جای محدود کردن آنان.
اجرای طرح قانونی، که از کودکان بی سرپرست حمایت شود.
حمایت از خانواده های فقیر توسط دولت (تقویت مراکزی مانند کمیته امداد امام خمینی(قدس سره)).
ایجاد بازار کار برای جوانان و نوجوانان.
ایجاد شغل در شرایط خاص برای افراد معتاد، به نحوی که هم جنبه درآمدی برای آن ها داشته باشد و هم اینکه با کنترلوبرنامه ریزی برای آن ها زمینه ترک اعتیاد پی ریزی گردد.
از طریق رسانه های همگانی باید برنامه هایی را پخش کرد که بر کانون گرم خانواده تأکید کند و از خانواده با الگوی غربی در برنامه ها انتقاد شود، به نحوی که بر زندگی خانوادگی همراه با محبتوبه حضوروهمدلی والدین تأکید نماید.
3 (  علل اجتماعی
از آن رو که انسان طبعاً موجودی اجتماعی می باشد و برای زندگی کردن نیاز به حضور در اجتماع دارد، با یکسری علل اجتماعی روبه رو می گردد که برخی از آن ها در گرایش فرد به اعتیاد مؤثرند.
برخی از علل اجتماعی که در گرایش به سوی اعتیاد زمینه ساز و مؤثر می باشند عبارتند از: 

((دسترسی آسان به مواد مخدر، بیکاری و اعتیاد ، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی ، نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت ، نقش دوستان ناباب ))

 


دسترسی آسان به مواد مخدر
در دسترس بودن مواد مخدر علتی می باشد که به همراه علل دیگر زمینه گرایش فرد را به اعتیاد ایجاد می نماید، به گونه ای که اگر در فرد زمینه کجروی وجود داشته باشد و مواد مخدّر به آسانی در دسترس او قرار گیرد، از مصرف و توزیع آن دریغ نمی نماید.
دسترسی به مواد مخدر به عوامل گوناگونی بستگی دارد; از جمله: وضعیت جغرافیایی کشور، استان و محله جغرافیایی، نقش قوانین، نحوه اجرا و قاطعیت قوانین، و برنامه ریزی های مسئولان برای مهار مواد مخدّر.
بیکاری و اعتیاد
عامل بیکاری به طور غیرمستقیم به گرایش فرد به سوی اعتیاد می انجامد. بیکاری از سویی، به فقر شخص و از سوی دیگر، سبب ایجاد بیماری های روانی، افسردگی، ضعف اعتماد بنفس، و از بین رفتن امیدواری می شود که در نهایت، به اعتیاد شخص منجر می گردد. فرد به دلیل بیکاری و نداشتن درآمد آبرومند به خرید و فروش مواد مخدر روی می آورد و برای خود شغلی کاذب ایجاد می نماید. یکی از نتایج اشتغال، فقدان فرصت برای ارتکاب جرم است. بیکاری منجر به افزایش اوقات فراغت فرد می شود و چنانچه برای اوقات فراغت افراد برنامه ریزی های منطقی و مناسبی اتخاذ نشده باشد زمینه گرایش به اعتیاد برای آنان مهیا می شود، چرا که در این فرصت فرد با منحرفان و معتادان آشنا می گردد و به آن ها می پیوندد.
پس می توان نتیجه گرفت که بیکاری یک عامل زمینه ای می باشد که می تواند در کنار عوامل دیگر، مانند فقر، موجب روی آوری فرد به سوی اعتیاد گردد.
نابرابری های اقتصادی و اجتماعی
نابرابری های اقتصادی، اجتماعی جنبه های وسیعی دارد، که نابرابری ها در توزیع منابع مادی، نابرابری در قدرت، نابرابری در حیثیت، نابرابری های جنسی و نژادی را شامل می شود.
عامل نابرابری به طور مستقیم منجر به اعتیاد فرد نمی گردد، اما می تواند زمینه ساز فقر و مشکلات عاطفی گردد. از این رو، به طور غیرمستقیم عاملی در گرایش افراد به اعتیاد مواد مخدر محسوب می شود.
اختلاف طبقاتی در هر جامعه، به بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط اقتصادی موجود منتهی می شود. همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد.
مطالعات اجتماعی نشان می دهند در کشورهایی که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد، هر روز فقرا فقیرتر و اغنیا ثروتمندتر می شوند، فاصله طبقاتی فزونی می یابد و به علت عدم آموزش های اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از مادی گرایی و فردگرایی ـ که از ویژگی های جوامع در حال توسعه است ـ افراد قادر به هدایت درست ستیز علیه این بی عدالتی اجتماعی نیستند. در نتیجه، ارزش های اجتماعی فاقد اعتماد می شوند، نظارت اجتماعی سست می گردد و بزهکاری و تبهکاری عمومیت پیدا می کنند..
نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت
نقش محیط جغرافیایی شهر، از جمله شهرهای مرزی که امکان انتقال مواد مخدر به راحتی صورت می گیرد، و نیز محل سکونت در گرایش افراد به اعتیاد نقش بسزایی دارد.
در مورد محل سکونت، این مسئله اهمیت دارد که غالب افراد معتاد در مناطق حاشیه ای و مناطق قدیمی که دارای کوچه های پر پیچ و خم و خانه های مخروبه می باشد، زندگی می کنند. واقعیت این است که محیط های آلوده می توانند زمینه مساعد شکوفایی استعدادهای موجود در افراد برای ارتکاب به جرم و اعتیاد را ایجاد نمایند. در این گونه مناطق که اغلب مناطق فقیرنشین می باشند، امکانات رفاهی و مراکزی مانند سینما، پارک و امکانات رفاهی کمتر وجود دارند و جوانان برای گذران اوقات فراغت خود به اجبار به طرف اعتیاد کشانده می شوند. از سوی دیگر، غالباً این گونه مکان ها از طرف نیروی انتظامی کمتر نظارت می شوند. همچنین اغلب روستاییان و مهاجران خارجی در محله های قدیمی، شلوغ و مخروبه ها که از مراکز شهرها به دور هستند اسکان می یابند و به دلیل آنکه این افراد، اغلب شغلی ندارند و در بین مردم شناخته شده نیستند، خیلی راحت و بهتر می توانند به توزیع مواد مخدّر و در نهایت، مصرف آن روی آورند.
نقش دوستان ناباب
عضویت در گروه همسالان برای نخستین بار کودکان را در فرایندی قرار می دهد که بیشترین میزان جامعه پذیری به صورتی ناخودآگاه و بدون هرگونه طرح سنجیده ای در آن انجام می پذیرد. گروه همسالان برخلاف خانواده و مدرسه، کاملا حول محور منافع و علایق اعضا قرار دارد. اعضای این گروه می توانند به جستوجوی روابط و موضوع هایی بپردازند که در خانواده و مدرسه با تحریم مواجه است.
تقریباً در ۶۰ درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد.
ارتباط و دوستی با همسالان مبتلابه سوء مصرف مواد، عامل مستعدکننده قوی برای ابتلای نوجوانان و جوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد برای گرفتن تأیید رفتار خود از دوستان سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. نظریه همنشینی افتراقی مؤید این دلیل می باشد. در این نظریه، کجروی و انحراف اجتماعی ناشی از آن است که فرد رفتار نابهنجاری را در خلال فرایند جامعه پذیری و یادگیری فراگرفته و آن را از طریق همانندسازی یا درونی کردن ارزش ها، در درون خود جایگزین کرده است و به صورت رفتار بروز می دهد. در این تحلیل، خانواده، دوستان و گروه همسالان بیشترین نقش را برعهده دارند.
گروه همسالان، بخصوص در شروع مصرف سیگار، بسیار مؤثرتر است. بعضی از دوستی ها صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می گیرد.
در پایان می توان به عواملی چند در گرایش به اعتیاد اشاره کرد:
ـ نقش توسعه صنعتی و مهاجرت و حاشیه نشینی;
ـ نقش بی سوادی و عدم آگاهی فرد;
ـ نقش وسایل ارتباط جمعی.
راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در زمینه عوامل اجتماعی
ایجاد روحیه امر به معروف و نهی از منکر و همدلی بین مردم، به نحوی که در مواقع دیدن توزیع مواد مخدر در جامعه، مسئولان را در جریان امر قرار دهند.
ایجاد زمینه اشتغال برای همه اقشار جامعه.
ارتقای فرهنگی افراد جامعه از طریق ارتقای سطح آموزش.
کنترل شدید مرزهای کشور.
توجه به امکانات مورد نیاز مردم ساکن محیط های دورافتاده و پایین شهر، و ایجاد امکانات رفاهی، تفریحی (سینما، استخر، شهربازی و...) که متناسب با نیاز و وضعیت مردم آن مناطق باشد.
نظارت هر چه بیشتر مأموران انتظامی در مناطق پایین شهر و دورافتاده.
ایجاد امکانات رفاهی و مشاغل مورد نیاز روستاییان در روستاها برای جلوگیری از مهاجرت آن ها به شهرها.
مبارزه شدید با قاچاقچیان مواد مخدر و برخورد اصلاحی با معتاد.
قاطعیت در اجرای قوانین و مبارزه با مواد مخدر.
جداسازی معتادان در زندان ها از بقیه مجرمان.
تشکیل ستادهای هماهنگ با یکدیگر در موردمبارزه با مواد مخدّر، که تحت نظارت یک واحد خاص و مشخص باشند.
آگاه سازی خانواده ها در زمینه های علایم فرد معتاد و عوامل گرایش فرد به اعتیاد، نحوه تهیه و محل مصرف مواد، موارد شایع در منطقه زندگی، و عوامل و موقعیت هایی که سبب مصرف مواد می شود، تا از این طریق خانواده ها بتوانند از اعتیاد اعضایشان خودداری نمایند.
نمایش دادن دوستی های ناباب و عواقب حاصل از آن، از طریق فیلم و رسانه های دیگر.
حمایت از دانش آموزان معتاد و تربیت و اصلاح آنان، به منظور بازگشت به جامعه.
شناسایی کانال های ارتباطی و روش های جذب افراد به فعالیتهای فرهنگی و مذهبی  و ایجاد ارتباط با نوجوانان.
تلاش صدا و سیما برای بیان عواقب اعتیاد به مواد مخدّر از طریق ساختن فیلم، میزگرد، جلسات مشاوره ای و... .
نمایش دادن فیلم ها و سریال های سازنده که رابطه دینداری و دوری از اعتیاد را مشخص می سازد.

 

 

 

 




اعتیاد در کمین کودکان ماست

ارتقای سلامت روانی اجتماعی جامعه منوط به توانمندسازی کودکان است و با توجه به اینکه سؤ مصرف مواد یک فرآیند طولانی است باید اقدامهای اولیه ،  قبل از ورود کودکان به دبستان آغاز شود تا جامعه به واکسیناسیون اجتماعی نائل شود.

انتشار خبرهایی درباره کاهش سن اعتیاد در کشور زنگ خطری است که نشان از آسیب پذیری جامعه جوان ایران در برابر موادمخدر دارد.

 

* -  فاطمه خزائلی کارشناس پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در این باره می گوید: بحث پیشگیری از اعتیاد در کشور می باید از همان دوران کودکی و قبل از ورود به مدرسه آغاز شود تا نتیجه بهتری حاصل شود.

وی می افزاید:

در کشور ما که دارای جمعیت جوان است و همین روند رو به افزایش است، اکنون برای آغاز کار دیر هنگام است، هر چند که اکنون نیز باید برای کودک و نوجوان در حد توان اقدامهایی را انجام داد و برای آیندگان باعث شده که بحث آموزش کودکان امروزه به یک بحث جدی در کشور بدل شود .

مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی استان فارس:

کشور ایران را به لحاظ موقعیت ترانزیتی بسیار خطرناک می داند و می گوید: در دسترس بودن  مواد باعث شده که سن اعتیاد در کشور به 12 سال کاهش یابد .
کارشناس مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی استان اصفهان:

 بحث پیشگیری از اعتیاد را در دوره پیش دبستانی در حوزه تربیت بسیار ارزشمند عنوان می کند و می افزاید: هر قدر از این مقوله غفلت شود در دوره های بعدی رشد جامعه و خانواده با چالش مواجه خواهد شد و آسیبهای اجتماعی، جامعه را فرا خواهد گرفت.

علی اکبر ابراهیمی به تحقیقات صورت گرفته در رشد هوشی کودکان اشاره می کند و می افزاید: 50 درصد رشد هوشی کودکان قبل 4 سالگی و 30 درصد بین 4 تا 8 سالگی و 20 درصد بقیه تا 18 سالگی شکل می گیرد و این امر لزوم توجه به سنین پایین را ضروری می کند.

آماری از کودکان معتاد وجود ندارد

آماری از کودکان معتاد وجود ندارد و گروه هدف ما افرادی هستند که ممکن است در معرض خطر باشند.

مصرف کننده مواد در سنین پایین نیز وجود دارد ولی به لحاظ آماری چون عدد بالایی نیست نگران کننده به نظر نمی رسد.

مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی استان فارس می افزاید:

اغلب این کودکان در خانواده هایی هستند که یکی از اعضای خانواده شان مصرف کننده است.
وی ادامه می دهد: البته برخی کودکان کار نیز، چون در سنین پایین وارد محیطهای کاری می شوند"که اصولاً آلوده است" در معرض خطر قرار می گیرند و زمینه آسیبهای اجتماعی فراهم می شود.

دکتر غلامحسین حقدادی، کارشناس مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی خراسان رضوی نیز پیرامون اعتیاد کودکان می گوید:

برخی از کودکان به واسطه داشتن مادر معتاد به صورت ذاتی معتاد متولد می شوند و یا در برخی خانواده ها که استعمال مواد مخدر امری طبیعی است، امکان مبتلا شدن فرزندان به این امر بسیار زیاد است.

دلایل فردی و اجتماعی ازعوامل اعتیادند

مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی کشور دلایل فردی و اجتماعی در گرایش اعتیاد را بسیار حائز اهمیت می داند و می افزاید: در دوره هایی، کودکان دچار مشکلاتی می شوندکه ممکن است آنان را به سمت مواد سوق دهد و یا محیطهایی که در آن حضور دارند در این امر دخیل باشد..
مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی فارس نیز مادران چسبنده را عامل اعتیاد فرزندان عنوان می کند و می افزاید: شیوه تربیتی برخی خانواده ها بویژه مادران به نحوی است که فرزند به آنان وابسته است و اجازه تصمیم گیری در امور خود را ندارد. امر و نهی کردن افراطی فرزندان در مسائل شخصی نه تنها اثر مثبت نخواهد . گذاشت ، بلکه این افراد با کوچکترین مشکل دچار سرخوردگی، افسردگی وآسیب می شوند .


این افراد برای جلب حمایت و محبت دیگران به هر تقاضایی پاسخ مثبت می دهند متأسفانه، افرادی که مهارت نه گفتن را نیاموخته اند همیشه با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند و قشر معتاد جامعه را شکل می دهند.
کنجکاوی کودکان و نوجوانان نیز باعث گرایش آنان به مواد می باشد ، گرایش کودکان به همسالان و تقلید از آنها گاهی به مصرف مواد مخدر منجر می شود.
کارشناس مسؤول پیشگیری و امور اعتیاد استان اصفهان نیز چند عامل گرایش کودکان و نوجوانان به مواد را عنوان می کند و می گوید: کنجکاوی، کاهش دردهای اجتماعی و جسمی، لذت طلبی و گروه دوستان که فرد به آنان احساس تعلق دارد از مهمترین عوامل خطرساز محسوب می شوند . مصرف خودسرانه داروها در بین اعضای خانواده نیز به عنوان یک هشدار جدی است که  اگر خانواده ها برای هر بیماری به یخچال مراجعه و دارو مصرف کنند همان رفتار برای فرزندان الگو می شود و در مواجهه با درد و مشکل دنبال ساده ترین راه می روند.

تولید، ماده مخدر متناسب با سنین پایین

با توجه به حس کنجکاوی و تنوع طلبی در این سن، اکثر تولیدکنندگان با درک کامل از وضعیت موجود به سمت موادی حرکت کرده اند که مورد توجه افراد کم سن قرار گیرد.
تولید کنندگان با استفاده از بسته بندیهای زیبا و تبلیغات گسترده جوانان را به این سمت سوق می دهند که مصرف کننده مواد صنعتی باشند.کارشناس مسؤول پیشگیری و امور اعتیاد سازمان بهزیستی اصفهان نیز الگوی غالب کشور را سنتی ارزیابی می کند و می گوید: بر خلاف معتادان در سنین بالا که مواد سنتی مصرف می کنند، در مورد جوانان و نوجوانان امروزه بیشتر بحث کراک و شیشه و دیگر محصولات صنعتی نابودگر مطرح است.
مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی شیراز، مصرف پان را در سنین پایین بیشتر از شیشه، کراک و اکس عنوان می کند و می افزاید: ارزان و متنوع و در دسترس بودن پان باعث گرایش افراد در سنین پایین به آن می شود. هر چند که سایر مواد صنعتی نیز مورد استفاده است. پان با توجه به منطقه جغرافیایی در برخی مناطق کشور مثل سیستان و بلوچستان بسیار بیشتر است.
 
اسامی که باعث تحریک احساسات کودکان می شود مثل ملوان زبل یا اسفناج و سرحال کننده را با بسته بندیهای بسیار زیبا و در قالب آدامس در اختیار کودکان قرار می دهند و آنها به دلیل ناآگاهی از اجزای تشکیل دهنده و عوارض آن به راحتی آن را استفاده می کنند.

لزوم آموزش مهارتهای زندگی برای دانش آموزان

اگر از ابتدا قدرت تصمیم گیری را از فرزندان نگیریم در آتیه آنان با تمامی مشکلات، عقلانی برخورد خواهند کرد.
برای خانواده هایی که مشکل اعتیاد دارند، اقدامهای مشاوره ای و مداخله ای بسیار راهگشا است در صورت ارجاع خانواده ها به مراکز درمانی آنان باید تحت درمانهای ترک اعتیاد حمایتی قرار گیرند.
اگر کودک مهارتهای زندگی را بیاموزد، با وجود زندگی در شرایط بد خانوادگی به سمت مواد گرایش پیدا نخواهد کرد هر چند که این فرآیند در دراز مدت و با اطلاع رسانی دقیق از رسانه ها تحقق خواهد یافت در بحث پیشگیری از اعتیاد بخصوص برای کودکان باید همه نهادهای ذی ربط وارد شوند و فقط به سازمان بهزیستی اکتفا نشود زیرا این یک وظیفه ملی است.
مسؤول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی استان فارس نیز برای ایمن سازی خانواده ها تأکید می کند و می گوید: اگر خانواده ها در محیط امن و شاداب زندگی کنند و در همه امور مشارکت داشته باشند کمتر سراغ مواد خواهند رفت

 
اگر به کودک حق انتخاب و اظهار نظر بدهیم او خود را فردی معتمد و قابل اعتماد احساس می کند و در آتیه با مشکلات به راحتی برخورد می کنند

افرادی که دارای تنشهای خانوادگی هستند بیشتر از خانواده های طلاق برای فرار از موقعیت خود به سراغ مواد مخدر می روند..

رفتارهایی از خود بروز می دهند که باعث تشویق کودک به مواد می گردد.  اگر فردی در منزل مواد استعمال می کند نباید جلوی فرزندان این اقدام را انجام دهد و یا کار خودش را توجیه کند بلکه باید حداقل کودکش را از مضرات آن آگاه سازد

 

کودکان نازپرورده می توانند معتادان آینده باشند

بر اساس یکی از نظرات قوی در روان شناسی، سوءمصرف مواد جلوه ای از سبک زندگی نازپروردگی است و کارکردش حفظ عزت نفس پایین است و باعث می شود افراد از مسئولیت طفره روند و دیگران و محیط بیرونی را متهم کنند و بهانه بیاورند و نیز خواهان اهدافی والا باشند بدون این که انرژی مصرف کنند.

مبنای اولیه ی این فرض آن است که افراد معتادی که هم اکنون ما آنان را می شناسیم و در گوشه و کنار خیابان بی پناه و سرگردان برخی از آنان را در حالی که به دنبال تکه نانی   می گردند و تشنه ی توجه فردی از روی ترحم هستند، روزی نازپرورده مادر بوده اند و مادر به واسطه ی یک رابطه ی ناخوشایند و تیره با همسر خود، ترجیح داده است حمایتی توأم با مبالغه از فرزند خود داشته باشد، غافل از این که چنین پندار ناآگاهانه که « حال که من و همسرم زبان هم دیگه را نمی فهمیم، پس خودم را وقف بچه کنم و نگذارم آب تو دل بچه تکان بخورد »، نتیجه ای را به بار خواهد آورد که هرگز تصور آن را نمی کردیم، یعنی « اعتیاد در کودک نازپرورده ». شاید روزی که مادر تمام توجه خود را معطوف فرزند کرده و کودک در نازپرودگی کامل به سر می برد، کمتر کسی به آینده ی کودک همراه با آه و افسوس نگاه کند، بلکه خیلی از افراد نیزاین عبارت را می شنوند که « خوش به حال فلان بچه که هر چی اراده می کند، برایش فراهم است » . اما به چه قیمتی؟

زمانی که می شنویم احتمالا معتاد امروز، نتیجه ی خیانت نا آگاهانه ی مادر در نادیده گرفتن کودک خود به عنوان یک انسانی که مثل هر آدم دیگری بایستی تمرین استقلال و نیز خویشتن داری و حتی محرومیت در بعضی مواقع را داشته باشد و نیز پدری که به دلیل بن بست در زندگی زناشویی و یا علائق خارج از خانواده و روابط خارج از حریم زناشویی غافل از نیازهای عاطفی و امنیتی کودک خود شده است، چه قضاوتی می نماییم؟

همه ی ما دروس دوره ی ابتدایی را به یاد داریم که در تکریم مادر چه سروده هایی را به ما یاد می داد. مادر اسطوره ی صبر و تحمل، نماد محبت بی رنگ وریا، و دامن پاکی که آرامش و عاطفه را به یاد می آورد، حال به عنوان کانون شکل گیری یک بیماری سخت به نام اعتیاد می شود. عجب تضادی!!

حالا تکلیف چیست؟ به کودک محبت بکنیم یا نه؟ اصلا چه نوع رابطه ای منجر به اعتیاد در آینده می شود؟ این سئوالات و سئوالات بسیاری از این دست، مطرح می شود که بایستی پاسخ داده شود.

پژوهش ها بیانگر آن است که رابطه ی توأم با چسبندگی و زندگی انگل وار کودک و مادر و نیز در حاشیه قرار گرفتن پدر می تواند با برخی آسیب های روانی در آینده رابط داشته باشد :

1) بین مادر و کودک رابطه ی چسبندگی ــ انگلی شکل گرفته و کودک به استقلال از مادر امیدی ندارد.

2) پدر دارای موقعیتی توأم با فاصله، حاشیه ای و بی اعتبار است.

جالب است که به واکنش مادرانی توجه کنید که دارای فرزندان معتاد هستند و برای درمان فرزند خویش ، به درمانگر مراجعه می کنند. این مادران در عذاب بوده و عباراتی از این دست را استفاده می کنند که « حاضرم جانم را قربانی بچه ام کنم تا او سلامتی اش را دوباره به دست بیاورد » .

خلاصه کلام با مادران:

• اگر در تربیت فرزند خودتان پدر غایب است و یا به ندرت حضور دارد.

• اگر زن و شوهر رابطه ای سرد و غیر قابل اعتماد دارند.

• اگر مثل چسب به فرزند خود چسبیده و در بی اعتنایی به کانون خانواده و گرمی آن به سر می برید.

کمی به فکر آینده و نتیجه ای که از آن حاصل خواهد شد، فکر کنید. وظیفه مادر و پدر در برابر کودکان چیست؟

چگونگی پیدایش افکار معتادگونه :

قابل پذیرش ترین تئوری چگونگی پدایش و گسترش افکار معتادگونه، بوسیلهء دکتر دیوید سدلک

 Dr. David Sedlak در مقاله ایی در سال ۱۹۸۳ عرضه شد. سدلک افکار معتادگونه را به عنوان عدم توانایی شخص برای تصمیم گیری مناسب و با ثبات برای خویشتن تشریح کرد. او متذکر می شود که این مسئله مربوط به ضعف اخلاقی شخص در بکارگیری اراده نیست، بلکه بهتر است بگوییم: یک ناهنجاری اراده و عدم توانایی در استفاده از اراده می باشد. سدلک تأکید می کند که این اختلال غیر عادی فکری، بر روی قسمتهای دیگر زندگی که تصمیم گیری و بکارگیری قدرت اراده را ایجاب می کند، تأثیر نمی گذارد.

 بنابراین شخصی که اینگونه اختلال فکری پیشرونده ایی دارد ممکن است بسیار باهوش، با درک بالا، متقاعدکننده و دارای توانایی فلسفی و علمی معتبر باشد. سدلک می گوید: ویژگی عجیب و غریب افکار معتادگونه، عدم توانایی در ایراد استدلال منطقی و واقعی در رابطه با اعتیاد برای خویشتن است.
این مطلب می تواند در مورد دیگر اختلالهای روانی و رفتاری نیز صادق باشد، اما بدون استثناء در معتادان به مواد مخدر( الکل و سیگار)، قمار، امور جنسی، پرخوری و اعتیادهای دیگر وجود دارد.
چگونه این ناتوانی در ایراد منطق و استدلال برای خویشتن، در رابطه با اعتیاد، شکل می گیرد؟
برای فهم و درک این نکته، ما باید ابتدا بفهمیم که چگونه توانایی در تعقل رشد می کند. طبق نظریه سدلک توانایی در تعقل برای خویشتن چند عامل دارد؛ ابتدا، یک شخص باید اطلاعات کافی درباره واقعیتها داشته باشد. کسی که چیزی درباره تخریب مواد اعتیادآور نمی داند، نمی تواند اندیشه درستی در رابطه با استعمال آنها داشته باشد.
ما، در اجتماع و در اکثر خانواده ها اعتیاد را یک مسئله اخلاقی می دانیم. این خانواده ها و فرزندانشان فکر می کنند که چون اعتیاد بد است، بنابراین کسانی هم که معتاد می شوند، بد هستند و چون خودشان آدمهای خوبی هستند، بنابراین معتاد نمی شوند! آیا این منطق با منطق اسکیزوفرنیایی یکی نیست؟ و یا منطق تریاک بهتر از هروئین است، ایکاش مشروب بخورد و کثافت کاریهای دیگر نکند، اطلاعات نادرستی را به فرزندان ما منتقل نمی کند؟

، نظریۀ دلبستگی Attachment Theoryَ در روانشناسی، به این باور است که اعتیاد در حقیقت نقشِ جایگزین را بازی می‌کند. به عبارت دیگر، شخصی که در روابط فردی خود موفق نبوده و دلبستگی لازم را بین خود و افراد نزدیک را نتوانسته ایجاد کند، از مواد مخدر به عنوان جایگزین طرف مقابل یا افراد دیگر استفاده می‌کند.

به همین دلیل اعتیاد را درفرزندان  دو نوع خانواده  بیشتر مشاهده می کنیم « خانواده های سخت گیر » «خانواده های آسان گیر»

در اینجا به طور کل به تشریح سبک انواع خانواده ها می پردازیم :

- انواع خانواده ها از نظر سبک تربیتی و فرزند پروری

1- خانواده های مقتدر

2- خانواده های سهل گیر

3- خانواده های سخت گیر و مستبد

4- خانواده های طرد کننده و یا ازهم پاشیده

 

در این جا به بحث درباره شیوه های رایج در انواع خانواده ها به تفکیک نوع آن خواهیم پرداخت :

 

1- خانواده های مقتدر :

والدین در این نوع خانواده ، پیوسته به کودکان خود توجه و دقت دارند و مرتباً آنها را مورد پالایش قرار داده و ارتباط کلامی و عاطفی بسیار مناسبی با فرزندان خود دارند ، آنها را به استقلال و استدلال و تعقل گرایی ، احترام ، مسئولیت پذیری ، همکاری و مشارکت تشویق و حمایت می کنند ، در این خانواده محبت ، آرامش و امنیت کاملاً برقرار است ، افراد حق اظهار نطر دارند و در رابطه با مسایل مختلف مشورت و در تصمیمات و اجرای آن مشارکت کافی دارند و نیز شخصیت کودک مورد احترام بوده و فقط رفتار اوست که مورد نکوهش قرار خواهد گرفت نه شخصیت او.

ویژگی فرزندان در خانواده های مقتدر:

- متکی به خود همراه با عزت نفس و اعتماد به نفس

- احساس استقلال و نیز تلاش برای آن

- خلق و خوی آرام و مناسب

- رفتار اجتماعی شایسته

- خلاق و مبتکر

- صمیمیت و حس همکاری و مشارکت

- متعهد و مسئولیت پذیر

 

 

2- خانواده های سهل گیر :

والدین در این نوع خانواده سخت وظیفه شناس و متعهد به تمامی امور کودک خود هستند و البته در راستای راحتی و آسایش و تن پروری کودک ، هیچ گونه کنترلی روی کودک نداشته و در مقابل کودک از هر نظر آسان می گیرند .

مشارکت ، همکاری ، تعهد ، احساس مسئولیت ، عواطف ، خلاقیت و ابتکار، تلاش و تجربه ، اعتماد به نفس و اتکاء به خود در این خانواده به کودک القاء و آموزش داده نمیشود . بی نظمی در این خانواده حکمفرماست و هیچ قانونمندی دیده نمی شود ، خودخواهی ، خودمختاری و بی هدفی در اعضای این خانواده دیده می شود و در مجموع والدین الگو و مرجع مناسبی جهت رشد و پرورش کودک نخواهند بود .

 

ویژگی فرزندان در خانواده های سهل گیر

- بی تعهد و بی مسئولیت

- مشارکت و همکاری و صمیمیت امری ناشناخته است

- لوس ، گستاخ و سرکش

- خلق و خوی تکانشی و رفتار ناشایسته اجتماعی

- خود مختار، بی نظم و بی هدف و اغلب افسرده و تنبل

- به والدین خود اغلب احترام نمی گذارند

- همیشه در کمین آسیب های اجتماعی قرار دارند

3- خانواده های سخت گیر و مستبد:

در این نوع خانواده سخت گیری مبنای هر کاریست و نیز یک والد به طور معمول بر والد دیگر مسلط بوده و استبداد به خرج می دهد ، طوری که حس همکاری ، صمیمیت و مشارکت وجود نداشته و حرف و خواست خود را با زور و فشار بر کرسی می نشاند و در غیر اینصورت بحث و جدل ، تنش و گاهی درگیری های فیزیکی در این خانواده ها مشاهده می شود . ترس و وحشت ،نا امنی و گاه بد دهانی در این نوع خانواده حکمفرماست .

مسئولیت پذیری معنایی متفاوت و دگرگون دارد به این معنا که یک والد زورگویی کرده و باقی افراد با ید اطاعت کنند در غیر اینصورت بحث و مجادله یا درگیری فیزیکی رخ خواهد داد اطاعت امر یا مسئولیت پذیری بدون استدلال ، عزت نفسی به دنبال نخواهد داشت و از اعتماد به نفس آثاری دیده نخواهد شد ، حس همکاری و مشارکت بی معنا و صمیمیت و روابط عاطفی وجود بسیار ضعیفی از خود نشان می دهد .

مثال : انتخاب لباسهای کودک کاملا به عهده والدین است و کودک پسر نمی داند دقیقا چرا نباید کفش صورتی بپوشد و یا نمی داند چرا در میهمانی نباید سر و صدا کرده یا بدود و یا ادبیات اینکه چطور می تواند وارد صحبت و اظهار نظر شود و ...

ویژگی فرزندان در خانواده های سخت گیر

- تحریک پذیر با خلق و خوی بی ثبات

- بروز رفتارهای متعارض و تکانشی

- عدم رشد عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی شایسته

- عدم عزت نفس و اعتماد به نفس ، حس حقارت

- فقدان توانایی تصمیم گیری و نیز احساس مسئولیت با انگیزه درونی

- حس استقلال نداشته ، ترسو و کم جرأت هستند

- انواع مهارتهای کلامی ، رفتاری ، عاطفی و اجتماعی در سطح خیلی پایین قرار دارد

 

4- خانواده های طرد کننده یا از هم پاشیده :

والدین این نوع خانواده ها نسبت به هم و نیز فرزندان نادیده انگار ، غافل و طرد کننده هستند . به هیچ وجه احساس مسئولیت و تعهد نکرده و هیچ کنترلی بر رفتار فرزندانشان ندارند . اعضاء این خانواده خود مختار، بی قید و بند به اصول و روابط خانواده و کاملا مشغول کار خود هستند ، از امور هم بی خبرند و گاه با سلام و خداحافظی و احوالپرسی بیگانه اند . در واقع همه با هم همخوانه اند . اگر از والدین این خانواده بپرسید فرزندت کجاست ؟ در پاسخ اظهار بی اطلاعی میکنند و می گویند : شاید در کوچه ، شاید پشت بام ، شاید خانه همسایه ، نمی دانم بالاخره که بر می گردد.

 

ویژگی فرزندان در خانواده های طرد کننده یا از هم پاشیده

- نا لایق اجتماعی

- لوس ، پرتوقع و طغیانگر و گستاخ

- بی توجه و بی مسئولیت

- عدم حس مشارکت ، صمیمیت یا همکاری

- رفتار متعارض ، نا متعادل و پرخاشگر

- فرد گرا و بی تعهد

- رشد عاطفی و اجتماعی نا مناسب

- همیشه در معرض شدید آسیب و انحرافات اجتماعی قرار دارند

- در اغلب موارد در آینده شغلهای خلاف قانون و نامناسبی را برمیگزینند

با توجه به این سبکهای متفاوت متوجه می شویم بهترین سبک « خانواده مقتدر » می باشد ولی برای اینکه بهترین خانواده از نظر سبک تربیتی باشیم خانواده ای مقتدر بودن کافی نیست و باید مهارت هایی داشته باشیم ، اینکه محبت و ابراز علاقه و صمیمیت بین والد و فرزند بای چه محدوده ای داشته باشد و کودکان خود را نازپرورده با ر نیاوریم و مطلب مهمتر اینکه نوع رفتار عاطفی با برنامه ریزی خاصی بنا به رشد و سن و شخصیت کودک باید صورت پذ یرد . تا کودک از لحاظ عاطفی دچار مشکل نشده و در عین حال شخصیتی وابسته نداشته و رشد عاطفی مناسبی داشته باشد . چنین کودکی در دوران نوجوانی و بزرگسالی مقاومت بیشتری در برابر ابتلا به اعتیاد خواهد داشت همچنین تواناییهای دیگری را نیز باید در او پرورش دهیم مانند : قدرت تصمیم گیری و انتخاب ، قدرت نه گفتن ، قدرت دفاع از حریم خواسته ها و ترجیحات عقلانی خود و احساسی تصمیم نگرفتن و تسلیم نشدن در برابر اعتیاد ، قدرت مهارگری  ((انجام رفتارهای مردم پسندانه و کنترل تکانه ها و فرآیندهای درونی به صورت اطاعت از بزرگسال و درونی سازی ارزشهای دیگران و وجدان اخلاقی)) و خیلی موارد دیگر که تربیت ، توانمند سازی و مصون سازی کودک در برابر اعتیاد در دوره نوجوانی و بزرگسالی را در بر می گیرید که در این قسمت مفصل به آنها می پردازیم:

* استدلال گرایی :

والدین باید در انجام امور خود استدلال گرا بوده و برای رابطه بین اعمال و رفتار خود و کودک استدلال آورده تا استدلال گرایی را به کودکان خود بیاموزند.

مثال : تو را به پارک مورد علاقه ات بردم و این  پاداشی بود در قبال رفتار خوبت ، چندی بعد دوباره به او یادآور شویم که چرا او را به پارک مورد علاقه اش بردیم ، هم یادآور نتایج رفتار خوبش شدیم و هم قوه استدلال کودک را فعال تر کردیم و به طور کلی باید با استدلالهایی آشنا شود که چرا و به چه علت تنبیه یا تشویق شده و چرا نوع رفتار والدین تغیر کرده تا بتواند بطور منطقی تری رفتار خود را کنترل کند .

*  انتقاد

از او بابت رفتار نامناسبش انتقاد کنید ولی باعث تحقیر او نباشید زیراکه موجب لجبازی و کینه توزی خواهد شد .در اکثر موارد انتقاد موجب تقویت رفتار نامناسب خواهد شد پس به عنوان مثال زمان بازی کودک شروع به انتقاد از او نکنید چون موجب کلافه شدن او شده و حس لجبازی او را برمی انگیزد و رابطه بین شما و فرزندتان رابطه خوبی نخواهد شد و این رابطه نامناسب گسترش پیدا کرده و کودک رابطه با افراد غریبه را بیشتر ترجیح می دهد و این وضعیت خوبی نخواهد بود ، زیرا این حس ترجیح رشد کرده و منجر به این خواهد شد که در بزرگسالی در معرض آسیب های اجتماعی قراربگیرد و امکان نزدیک شدن  به افراد بزهکار را بیشتر می کند  . پس صبر کنید تا بازی او تمام شده و با برقراری رابطه عاطفی و کلامی مناسب و قاطعانه همراه با احترام و یا با بازگو کردن یک سری از رفتارهای مثبت او و تشویق کردن شروع به انتقاد کنید .

مثال : تو که "پسر" یا " دختر" خوبی هستی و خیلی مرتبی باید اسباب بازی های خودت را مثل کفشهایت سالم و تمیز نگاه داری .

* قاطعیت

با نشان دادن قاطعیت خود در واکنش به رفتارهای نامناسب کودک ، واکنشهایی قابل پیش بینی و روشن به کودک خود ارائه دهید و نیز این قاطعیت در هر دو والد وجود داشته باشد تا کودک بفهمد حرف و نظر والدینش یکی است و وقتی چیزی بگویند لازم الاجراست و مطمئناً با تشویق ، محرومیت و واکنشی مشخص روبرو خواهد شد .

توجه او را جلب کرده ، به چشمان او نگاه کنید و قاطعانه انجام یا انجام ندادن کاری را از او بخواهید و در آن اسرار بورزید ، موضوع را فراموش نکرده و در صحنه باقی بمانید تا به نتیجه برسید . کودک متوجه قاطعیت شما خواهد شد .  با این کار قانونمندی را در کودک تقویت کرده و او را به این باور برسانید که هر کاری عواقبی قاطعانه خواهد داشت . این کودکان در بزرگسالی خیلی کمتر به سراغ جرم ، بزهکاری و عوامل جرم زا همچون اعتیاد خواهند رفت و قانونمندی را پیشه خواهند کرد .

* تفریح

تفریح و بازی با کودک فرصت تجربه مهارت های ارتباطی را به او داده و موجب اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیری و رشد مهارت های اجتماعی او می گردد . وقتی تفریحات در خانواده به اندازه کافی و متنوع و شاد باشد  احساس نزدیکی وصمیمیت به والدین داشته و ارتباط بهتری پیدا می کند . مهارت تفریح و بازی با کودک چهار هدف را دنبال می کند

- صمیمی تر و دوست شدن و حس مشارکت در شادیها و اجتماعی تر شدن

- پرورش استعدادها و خلاقیت و ابتکار عمل در کودک

- درک احساس او از طرف والدین و احساس رضایت دو جانبه

- کودک تفریح همراه با خانواده را بیشتر ترجیح داده و این مساله درونی شده و در دوران نوجوانی و بزرگسالی نیز همین گونه را خواهد پسندید و کمتر در معرض دوست و رفیق های متنوع و آسیب های اجتماعی قرار خواهد گرفت . البته این بدان معنی نیست که کودک را وارد اجتماع نکنیم چون در این صورت آسیب پذبرتر و بی تجربه تر خواهد بود ، در واقع در این تفریحات که در بطن اجتماع صورت می گیرد خانواده در کنار کودک و نوجوان خود حضور مستمر داشته و رشد اجتماعی کودک با آموزش ها و تجربه های والدینش و با حمایت آنها  صورت می گیرد

* نظم و ترتیب

اکثر والدین این امر را ساده انگاشته و کودک را تا حدودی و یا کاملاً آزاد می گذارند تا جائیکه به مشکل برخورده و از تنبیه های بی رویه و حتی فیزیکی که نه تنها بی اثر، بلکه نتیجه عکس دارد استفاده می کنند ، وضعیت بدتر از بد شده و شیوه خصمانه را پیش می گیرند . این مسئله در اکثر موضوعات مختلف تربیتی مشاهده می شود که والدین بعد از دوره ای سهل انگاری ، متوسل به زور و تنبیه شده و سررشته تربیت کودک را از دست می دهند . اعمال انضباط با شیوه مناسب باید از یک سالگی شروع شده وآرام آرام نسبت به رشد کودک و سن او برنامه ای دقیق تر ریخته و نظم و انضباط را به او آموخت . کودک در سنین نوجوانی و جوانی از لحاظ رفتاری و شخصیتی و نظم و ترتیب با والد خود به مساوات خواهد رسید و در امور تصمیمات خانواده با والدین مشارکت و همکاری خواهند داشت .

نکته : منظم بودن داشتن حس مشارکت و جایگاه اجتماعی در خانواده و همچنین در بزرگسالی و در اجتماع باعث می شود درجه احساس رضایت از زندگی بالاتر رفته و برای ایجاد حس رضایت و آرامش به دنبال اعتیاد و امور خلاف و بزه نباشد

* راهکارهای ایجاد نظم و ترتیب و انضباط در کودک

- الگو بودن : از قدیم شنیده ایم " دو صد گفتار چون نیم کردار نیست " در وهله اول والدین خودشان باید نظم و ترتیب را رعایت کرده و الگوی مناسب و کاملی از خود ارائه دهند .

- هدایت رفتاری : در ایجاد نظم به ویژه که مربوط به وسایل کودک یا لباسهایش باشد می توانیم خودمان دست به کار شویم با توجه به اینکه کودک رفتار ما را می بیند و می تواند یادگیری مشاهده ای داشته و در این حین از او می خواهیم تا همکاری کند ، با یک تیر چند نشان زدیم " هدایت رفتاری " . " یادگیری مشاهده ای " . " حس مشارکت " . همیشه در تزئین اتاق کودک سلیقه و نظر او را بکار ببندید زیرا سبب توجه و رضایت او شده و علاقه بیشتری نسبت به نظم و ترتیب دادن به اتاقش نشان خواهد داد . این نظم در دوران رشد از اتاق شخصی به کل منزل و نیز کلیه امور اجتماعی و شخصی وی تعمیم پیدا خواهد کرد و در روابط اجتماعی او نیز تاثیر گذار خواهد بود .

- برنامه ریزی : در طول هفته روزهایی را برای منظم و مرتب نمودن اتاقش مقرر کنید و به او بگویید به تو کمک خواهم کرد . با این کار به کودکتان دلگرمی داده وخیالش را از تنهایی و سختی کار راحت کنید .

موسیقی : در حین انجام امور مربوط به نظم و ترتیب از آهنگ یا نوار قصه مورد علاقه اش استفاده کنید تا شادتر و سرحال تر باشد .

 

* راه های مقابله با بی نظمی :

- تسلیم نشوید

هرگز مقابل بی نظمی ها تسلیم نشوید . گاهی والدین با ابراز خشونت و یا تنبیه ، خودشان شروع به نظم و ترتیب میکنند و در حین انجام این امور شروع به نصیحت و مقایسه و سرکوفت زدن می کنند ، در حالیکه رفتارشان نشان از تسلیم در برابر کودک است . وقتی کودک رفتار شما را اینگونه می بیند هرگز به اصلاح خود بر نمی آید .

- قهر و ابراز ناراحتی

ضمن حفظ آرامش خود کاملاً منطقی رفتار کنید و اگر احساس کردید منجر به سوء استفاده از طرف کودک شد قهر های کوتاه مدت و بی توجهی را مد نظر گرفته و نارضایتی خود را در رفتار و چهره نشان دهید .

* محرومیت 

منع و بازداری کودک از داشتن چیزی و یا محروم شدن از روی خوش والدین . میتوانید او را از چیزی محروم کنید یا اخم و قهر را بکار ببندید

محرومیت ایجاد کنید و به او بفهمانید در مقابل پیامدهای ناشی از رفتارش مسئول است ، کودک ممکن است از چیزی محروم شود که ساده از این محرومیت نگذرد ، پس از محرومیتی استفاده کنید که در خور سن و توانایی او باشد .

 

- بکارگیری تشویق

از تغییرات مثبت و رفتارهای حاکی از پیشمانی و اقدام به رفتار مناسب مورد حمایت قرار داده و توجه کنید ، از تهدید کردن و یا شرط گذاشتن خودداری کنید " اگر آن کار را انجام دهی محرومیت تو حذف خواهد شد " به کلام نگویید ولی آرام وآهسته محرومیت را حذف کنید تا متوجه شود به این سرعت عواقب ناشی از رفتار منفی از بین نخواهد رفت .

 

 

* ایجاد کنترل در رفتار و سنجش محیط ، شرایط و موقعیت ( توان مهارگری )

توان مهار یک رفتار و تعدیل آن در یک موقعیت و شرایط خاص و به تاخیر انداختن ارضای حاصل از انجام یک کار . به عبارتی دیگر انجام رفتارهای مردم پسندانه و کنترل تکانه ها و فرآیندهای درونی به صورت اطاعت از بزرگسال و درونی سازی ارزشهای دیگران و وجدان اخلاقی . مثال : کودک می تواند در خانه شما که در طبقه اول است ، حسابی شیطنت کند و بدود ، حتی با او همپا و همبازی شوید و در اوج شادی با اوصحبت کنید که فرضاً در خانه فلانی که طبقه دوم است اگر مهمان بودیم نباید این کار را انجام دهی و باعث ناراحتی و آزار دیگران شوی .  

 

* ترغیب صرفاً رفتاری ( ایجاد اعتماد به نفس و مقاومت در برابر شکست ها )

زمانیکه کودک را به انجام کاری دعوت می کنید صرفاً او را به انجامش ترغیب کنید و تأکید بر نتیجه ایده آلی که از این کار می خواهید نداشته باشید . با رفتاری مناسب به کودک اجازه بدهید با اعتماد به نفس و جرأت کامل کار خود را انجام دهد و تجربه کسب نماید و برای نتیجه بهتر در کوشش های بعدی با او مشورت کرده ، ایده بدهید و سعی کنید این را با تشویق انجام دهید .

گاه می بینیم افرادی را که به اعتیاد دچار شدند می گویند : نتوانستیم به خواسته هایمان برسیم ، موفق نبودیم ، مشورت نکردیم و راهنمای خوبی در زندگی نداشتیم ، اعتماد به نفس نداشتیم و همیشه از رسیدن به موفقیت مایوس بودیم .

پس با این نوع رفتار مقاوم بودن و تحمل و تاب آوری در روبرو شدن با مشکلات را به کودکمان آموختیم ، همچنین تلاش و کوششهای مجدد و استفاده از مشورت با افراد داناتر و داشتن انرژی و انگیزه و همت برای رسیدن به نتیجهایده آل و در نهایت موفقیت در ارکان زندگی .

* استرس زدایی و ایجاد آرامش و امنیت

تأثیر فشارهای روانی محیط روی کودک بستگی به شخصیت ، میزان پختگی و هوش و سازگاری او دارد ، اغلب برای کودکان دچار استرس ، توضیح دقیق احساسشان سخت است . می گویند " دلم درد می کند " خسته ام " حوصله ندارم " و یا بی قراری می کنند . استرس می تواند روی سلامتی جسمی کودک نیز تاثیر منفی داشته باشد ، مانند یبوست یا کولیت روده ، لینت مزاج ، سردردهای عصبی ، تنگی نفس ، تپش قلب که در موقعیت های تنش زا وخیم تر می شوند .

راهکارها ی استرس زدایی

- پرهیز از رفتارها ی تنش زا

از دعوا ، بحث و جدل و مشاجره و درگیری در مقابل کودک کاملاً بپرهیزید ، او طاقت این همه فشار روانی را ندارد

- ارتباط سالم

ارتباط خوبی با کودک خود داشته باشید . اغلب خود را اخمالو ، عصبی و بی

حوصله نشان ندهید تا کودک احساس امنیت و آرامش بیشتری در کنار شما داشته باشد .

کودکان مضطرب و فراری از هیاهو و حساس شده در مقابل رویدادهای جدل انگیز و ناملایمات معمولا در بزرگسالی امکان دارد برای فرار از این مسائل به مواد مخدر پناه ببرند تا یک خلا فکری و آرامش و یا حالت ذهنی متفاوتی برای خود ایجاد کنند . این کودکان در بزرگسالی گرایش بیشتری به مواد روانگردان روانگردان دارند . در حقیقت ممکن است ابتدا برای کاهش فشارهای استرس محیط ابتدا به مصرف خودسرانه داروها و سپس به سراغ مواد مخدر بروند .

* عزت نفس و اعتماد به نفس

عزت نفس حس بهتر بودن و با ارزش تر بودن کودک نسبت به خود است وسبب می شود که کودک امور خود را با اعتماد به نفس بیشتری انجام دهد و در مقابل مشکلات و فشارهای روانی راحت تر از سایرین مقاومت نشان دهد . این کودکان روابط اجتماعی بهتری داشته و نسبتاً شادند وحس مسئولیت پذیری و مشارکت خوبی دارند . برای ایجاد عزت نفس راه هایی وجود دارد که به بررسی آن می پردازیم .

- مراقب صحبت کردن با کودک باشید :

کودک را به خاطر کاری که با موفقیت انجام داده تشویق کنید و حتی برای تلاشی که در انجام آن داشته ، در عین حال که تشویق می کنید از مبالغه نیز بپرهیزید .

- الگویی از عزت نفس باشید

الگوی کاملی از عزت نفس و اعتماد به نفس باشید ، کودک به طور ناخودآگاه عیناً رفتار شما را بازتاب خواهد داد .

- عقاید نادرست

عقاید نادرست کودک را شناخته و در صدد تغییر آن باشید

- محبت

با کودک مهربان باشید ، بعد از انجام کاری که اعتماد به نفس را در او مشاهده کردید ، او را در آغوش بگیرید و بگویید که مایه افتخار شما هستند .

- واکنش دقیق

در مقابل رفتارهایش واکنش مثبت و دقیقی از خود نشان دهید به عنوان مثال به این جمله اشتباه دقت کنید " تو همیشه دست به دیوانگی می زنی " در این وضعیت کودک احساس می کند کنترلی روی رفتار خود ندارد . یک مثال درست " تو خیلی سریع عصبانی و برافروخته می شوی اما خوشحالم که فریاد نمی زنی و کار ناشایستی انجام نمی دهی " با این شیوه هم انتقاد کردیم و هم تشویق مبنی بر اینکه انتخاب صحیحی در رفتار خود داشته باشد . هم اعتماد به نفسش را از او نگرفته ایم و هم حس مهارگری را در او تقویت نمودیم .

به گفته یک معتاد دقت کنید که می گوید : در جمع دوستانم وقتی مواد مصرف می کردیم احساس با ارزش بودن می کردم

چون گاهی از مواد خودشان به او می دادند و انجام این کار در یک اجتماع کوچک دوستانه حقارتی در پی نداشته ، همچنین لحظاتی را در خلا فکری بدور از مشکلات ایجاد می کرده و از طرفی  معتاد شدن او باعث خوشحالی آن جمع می شده و واکنش رفتاری ارزش گذارانه ای درمقابلش داشتند .  و اما جوان در دام افتاده از عاقبت شوم خود بی خبر است

 

- مهارت های اجتماعی

 

کودک تمامی نیازهای جسمی و فردی خود را دریافت کرده و با والدین خود تعامل خوبی دارد و ما نیز تمامی مهارت های پرورش او را داریم . ولی بررسی و پژوهشها نشان داده تا زمانی که کودک وارد اجتماع نشود به رشد و تکامل شخصیت نخواهد رسید . کودک وارد اجتماع شده ، با واقعیت ها و مرارت ها روبرو شده و ارزش ها و اهداف و باورهایش شکل می گیرد . متخصصان روانشناسی اجتماعی هشدار دادند ، کودکانی که وارد محیط های اجتماعی نمی شوند ، شخصیتی به مراتب وابسته و غیر واقعی تر از دیگر همسالان خود دارند . شخصیت های وابسته احتمال بیشتری دارد در معرض انحرافات اجتماعی قرار بگیرند . پس باید اجازه داد تا کودک وارد اجتماعات هرچند کوچک و دوستانه شده و از کنترل و حمایت ما برخوردار باشند و مفاهیم اجتماعی در رابطه با دیگران را تجربه کنند .

 

- واکنش دقیق

در مقابل رفتارهایش واکنش مثبت و دقیقی از خود نشان دهید به عنوان مثال به این جمله اشتباه دقت کنید " تو همیشه دست به دیوانگی می زنی " در این وضعیت کودک احساس می کند کنترلی روی رفتار خود ندارد . یک مثال درست " تو خیلی سریع عصبانی و برافروخته می شوی اما خوشحالم که فریاد نمی زنی و کار ناشایستی انجام نمی دهی " با این شیوه هم انتقاد کردیم و هم تشویق مبنی بر اینکه انتخاب صحیحی در رفتار خود داشته باشد . هم اعتماد به نفسش را از او نگرفته ایم و هم حس مهارگری را در او تقویت نمودیم .

به گفته یک معتاد دقت کنید که می گوید : در جمع دوستانم وقتی مواد مصرف می کردیم احساس با ارزش بودن می کردم

چون گاهی از مواد خودشان به او می دادند و انجام این کار در یک اجتماع کوچک دوستانه حقارتی در پی نداشته ، همچنین لحظاتی را در خلا فکری بدور از مشکلات ایجاد می کرده و از طرفی  معتاد شدن او باعث خوشحالی آن جمع می شده و واکنش رفتاری ارزش گذارانه ای درمقابلش داشتند .  و اما جوان در دام افتاده از عاقبت شوم خود بی خبر است .

 

* حق انتخاب و تصمیم گیری

بعضی اوقات اجازه بدهید کودک آزادانه حق انتخاب و تصمیم گیری داشته باشد و اثرات برآمده از تصمیمش را تجربه کند .

او باید بفهمد گاهی اوقات با وجود اینکه می داند که والدینش صلاح او را می خواهند ولی تصمیم گیرنده نهایی خود اوست و اگر به صلاحی که والدین برای او اندیشیدند توجه نکند و تصمیم مناسب نگیرد به عواقب سوء آن گرفتار خواهد شد . لذا با این تجربیات در کودکی حس مشورت و تصمیم مناسب در او تقویت می شود ، زیرا اگر این تجربیات و قدرت مهارگری و اتخاذ تصمیم های مناسب از کودکی به بزرگسالی موکول شود عواقب غیر قابل جبرانی خواهد داشت .  فرض کنید کودک شما هنوز آزادانه تصمیم نگرفته و عواقب آنرا نچشیده و اکنون بزرگ شده و می خواهد مصرف مواد را امتحان کند و این انتخاب و آزمایش عواقب آن چقدر می تواند زیان بار باشد

* مسئولیت پذیری و تعهد

احترام به مالکیت فردی ، وسایل شخصی و حریم خصوصی افراد سبب مسئولیت پذیری کودک می شود . برای ایجاد حس مسئولیت و تعهد می توانید در برنامه تقسیم کارهای منزل وظایفی را به عهده او بگذارید و بعد از انجام امور محوله از اعضای خانواده تشکر کرده تا مسئولیت پذیری و تعهد را در آنها ، به ویژه کودک تشویق کنید. مسلما کودکی که مسئولیت پذیری و تعهد در او تقویت شده در بزرگسالی به سادگی به سراغ مواد مخدر نخواهد رفت و در قبال زندگی ، خود و آینده اش احساس مسئولیت خواهد داشت

* عبرت آموزی  

برای کودکان خود شرایط عبرت آموز را شرح دهید چه شرایط مثبت چه شرایط منفی مانند امر به معروف و نهی از منکر و دقت کنید لحن شما حالت مقایسه نداشته باشد  مثال :

آن کودک را می بینی چقدر بی نظم است و این بی نظمی باعث شده یکی از اسباب بازیهایش را پیدا نکند

چه دوست با ادبی داری چقدر خوب سلام و احوالپرسی می کند

کتاب داستانهای عبرت آموز مثل داستان حسنی که نظم و نظافت نداشت و مورد تنفر دیگران بود و زمانیکه منظم مرتب شد همه دوستش داشتند

و به همین ترتیب هرچه سن کودک بالاتر می رود داستانهای مناسب سنش ، همچنین وقتی فرزند شما 15 یا 16 ساله است و تقریبا در شرف ورود به اجتماعاتی به غیر از مدرسه می باشد او را به آسیب های آگاه کنید و عواقب کسانی که به این موارد توجه نکردند را برایشان شرح دهید ، با او رابطه ای خوب و دوستانه برقرار کنید تا تمامی مسائلش را با شما در میان بگذارد ، بدخلقی های مکرر و تحقیر کردن ایجا وحشت و یا تنبیه فیزیکی فرزندتان تنها فاصله ای بین شما و او ایجاد می کند و دقیقا در این زمان است که امکان در معرض خطر آسیب قرار گرفتن فرزند شما بالا می رود

- مقابله با پرخاشگری

 

- الگو بودن

در ابتدا باید الگوی مناسبی باشید ، با پرخاشگری مطمئناً آنرا به کودک خود آموزش می دهید

- بررسی شرایط

وضعیت و شرایط را بررسی کنید آیا اتاق کافی و جدا برای کودکانتان دارید ، آیا اسباب بازی کافی برای سرگرمی دارند ، آیا بیشتر اسباب بازیهای او جنبه خشونت آمیز دارند ، آیا توجه مساوی به کودکانتان دارید ، آیا دخالتهای بیش از حد در بازی های او داشته و یا به او بی احترامی و زورگویی کرده اید

- کنترل خشم

به محض اینکه برافروختگی ، مشت کردن دست ها ، روی پنجه پا بازی کردن کودک را دیدید ، سریعاً مداخله کنید با آرامش و محبت با او صحبت را شروع کرده دستان او را بفشارید ومثلا بگویید : خانه ای که ساختی احتمال ریختنش بود ، باید دوباره امتحان کنی تا بتوانی خانه محکمتری بسازی

 

- ایجاد فعالیت

امروزه تلویزیون و کامپیوتر باعث شده که فعالیت بدنی در کودکان به حداقل برسد و سبب تنبلی و چاقی آنها شود ، باید لوازم و اسبابی را مهیا کنیم تا موجب فعالیت کودکمان شود . لوازم بازی پارکها یا دوچرخه و ... می تواند در این امر مفید باشد . اسباب بازی های فعالیت دار موجب رشد مهارت های حرکتی در کودک خواهد شد  . اگر کودک فعالی نداشته باشید و همین امر تا دوره نوجوانی صورت گیرد . بدون حتم یک نوجوان بیکار و تنبل خواهید داشت و می دانیم که یکی از علل گرایش به اعتیاد بیکاری است .

 

- مقابله با لوس بودن

 

یکی از مهمترین دلایل لوس بودن کودکان روشهای اشتباه تربیتی والدین است . والدین با محبت افراطی و شیوه های غلط تربیتی کودکانی بی صبر و تحمل ، غیر مهارگر و پرتوقع به بار می آورند . باید والدینی با محبت ولی قاطع بوده و حس مهارگری و صبر و تحمل را به کودک بیاموزیم . نوجوانی که این گونه تربیت و رشد کند مسلما همه چیز را آسان می خواهد و زندگی در جامعه برایش بسیار سخت خواهد بود ، در نتیجه منزوی شده و احتمال گرایش به اعتیاد دارد .

 

- حس مشورت ، اظهار نظر و جرأت گفتگو

سعی کنید با کودک خود در بعضی امور مشورت کنید با این کار هم مشورت کردن را به او می آموزید و هم می توانید از او بخواهید آزادانه اظهار نظر کند و اگر اشتباهی در اظهار نظر خود داشت با اخم و ناراحتی جرأت این کار را از او نگیریرد . ایراد در لحن و طرز حرف زدن او را دوستانه برایش بیان کنید ، همچنین ایده های اشتباه او را ویرایش کنید  . گاهی تمامی افراد خانواده را گرد هم جمع کنید تا یک به یک راجع به موضوعی اظهار نظر کنند و اجازه بدهید آنچه در سر دارد بگوید تا اگر اشتباه بود اصلاح شود در واقع فکر او را ورزش دهید.  با این کار فرزند شما رشد ذهنی ، شخصیتی و اجتماعی خوبی خواهد داشت .

 

- صبر و حوصله

صبر را کنار همدردی و همدلی به کودک آموزش دهید . مثال " دوستت با تو رفتار خوبی نداشت ولی او همیشه باید با صندلی چرخدار راه برود " یا اینکه " او از تو کوچک تر است " و ... با تحریک حس همدردی و احترام سعی کنید صبر و بردباری را به او آموزش دهید . زمانیکه کودک دچار عجز و عدم بردباری شده مشکل او را جدی بگیرید و حمایت عاطفی خود را از او دریغ نکنید و با ایجاد ارتباط عاطفی مناسب ، سعی در آموزش صبر و بردباری در او را داشته باشید .

والدین همیشه و در هر حال الگوی کودک خود هستند . با تحمل و کنترل آرامش در محیط خود در مقابل اتفاقات و مشکلات ، حس صبر و بردباری را به او القا می کنید . تحمل و قدرت تاب آوری در برابر ناملایمات در زندگی دوران نوجوانی او بسیار مهم است و پایه های آن در خردسالی شکل میگیرد و داشتن این توانایی او را در برابر خشم و پرخاشگری در برابر سختی ها و مشکلات و همچنین گرایش به مواد برای آرام کردن خود ، مقاوم می سازد .

 

- ایجاد قوانین

 

ایجاد قوانین باعث عملکرد مثبت و بهتر افراد و فرزندان خانواده شده و نیز سبب نظم و ترتیب در در رفتار کودک می شود که شامل لیست کاملی از بایدها و نبایدهاست : بیدار شدن و خوابیدن در وقت معین . مسواک زدن . سلام کردن . نیاوردن اسباب بازی ها به پذیرایی منزل و .... کودک از همان ابتدا یاد می گیرد هر کاری را در زمان معین خود انجام دهد . اطاعت از قانون را در او پرورش دهید . او را با پلیس آشنا کنید و به او آموزش دهید در مواقعی می توان به قانون مراجعه کرد و گاهی هم شخصاً نمی تواند خودش مشکلش را حل کند و ممکن است دچار مشکلات بعدی و نیز عواقب بدی شود .

 

 

*روند معتاد شدن یک نوجوان :

در دوران کودکی، نحوه ارتباط با گروه همسالان معمولا توسط والدین تنظیم می‌شود. اما با فرا رسیدن دوران نوجوانی و جوانی، این قبیل نظارت‌های والدین بسیار دشوار و گاهی غیرممکن می‌شود. از این مرحله به بعد، بسیاری از والدین دایما خود را در حاشیه زندگی اجتماعی فرزندشان می‌یابند زیرا همراهی فرزندان آنها با دوستان خود به مهم‌ترین کانون زندگی اجتماعی آنها تبدیل می‌شود. جمله «با رفیق‌هایم از پدر و مادرم راحت‌ترم» پیامی است که در این مرحله از سوی برخی نوجوانان ارسال می‌شود و در نقطه مقابل، برخی والدین که در این رقابت خود را بازنده می‌یابند، شکایت می‌کنند که: «او دیگر برای ما اهمیتی قایل نیست!»...
برخی والدین معتقدند مهم‌ترین علت گرایش فرزندشان به اعتیاد وجود دوستان ناباب بوده است.
ـ اصولا اعتیاد بازتاب یک سری نارسایی‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که ارضا نشدن غرایز ثانویه مثل احتیاج به محبت، دوستی، امنیت، احترام و معاشرت به ایجاد فشارهایی منجر می‌شود که عده‌ای برای برطرف کردن آنها از مواد اعتیاد آور و روانگردان استفاده می‌کنند. در دوره نوجوانی یعنی از ۱۱ تا ۲۰ سالگی و خصوصا اواسط و اواخر این دوره از زندگی، همسالان نقش ویژه‌ای در شکل‌گیری شخصیت نوجوان و برنامه‌ریزی برای آینده وی دارند. متاسفانه اگر این دوستان و همسالان عادت به مصرف مواد مخدر و روانگردان داشته باشند، می‌توانند موجب تسریع در معتاد شدن دوستانشان شوند.
وجود دوستان ناباب در عین حال که از عوامل اجتماعی موثر در گرایش نوجوانان به اعتیاد است ولی تنها عامل نیست و نیازمند عوامل و زمینه‌های دیگر نیز هست.
ـ دوره نوجوانی دارای ویژ‌گی‌های مختلفی است و نوجوان در این مرحله بحرانی، خود را در آستانه ورود به دنیای پیچیده بزرگسالی می‌بیند و عدم درک صحیح نوجوانان توسط والدین و عدم اعتماد به آنان به تشدید بحران نوجوانی و ناسازگاری‌های دوران بلوغ و نوجوانی منجر می‌شود. اگر خانواده کانون مناسبی برای زندگی نباشد، نوجوان سعی می‌کند اوقات خود را در خارج از محیط منزل بگذارند و در نتیجه شانس بیشتری برای ارتباط با خلافکاران حرفه‌ای و توزیع کنندگان مواد مخدر که اکثرا از همسالان وی می‌باشند، پیدا می‌کند. در بررسی ویژگی‌های شخصیتی معتادان و مصاحبه با ایشان، اغلب آنها در جمع دوستان، با کشیدن سیگار، به تدریج و بدون تفکر و از روی تقلید، اعتیاد را شروع می‌کنند.
ـ والدین و به خصوص پدرها باید شرایط سنی فرزندشان را درک کنند و به آنها اعتماد داشته باشند. از دوران کودکی باید دوستان فرزند خود و خانواده‌هایشان را بشناسند و اجازه دهند فرزندشان دوست یا دوستان خود را به منزل بیاورد و خودشان نیز با والدین دوست فرزند خود آشنا شده و آنها را محک بزنند و در صورتی که ادامه این دوستی را به صلاح نمی‌دانند، آن را با دلیل و برهان به فرزندشان گوشزد کنند. به کرات دیده شده که والدین، فرزندان خود را مجبور می‌کنند که بین خانواده و دوست، یک نفر را انتخاب کنند و چون فرزندان بالطبع و ظاهرا والدین خود را انتخاب می‌کنند، دوستی خود را به طور پنهانی ادامه می‌دهند که این امر موجب ایجاد اضطراب و افسردگی آنها می‌شود. گاهی نیز والدین پا را فراتر گذاشته و از دوست فرزند خود می‌خواهند که این دوستی را به هم بزند و این یعنی تخریب شخصیت و تحقیر فرزند که به جدایی عاطفی بین والدین و فرزندان کمک می‌کند.
خیلی از نوجوانان در برابر فشار همسالان توان «نه گفتن» ندارند؛ این ضعف نمی‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد در این سنین باشد؟
ـ بله؛ به هر حال، والدین می‌توانند وقتی که رفتاری صحیح از فرزندشان در رابطه با دوستانش از خود نشان داده توان «نه» گفتن او را با تعریف و تمجید از فرزندشان حمایت و تایید کنند.نکته اینکه  والدین اگرچه از بحث و مخالفت کردن فرزندشان ناراضی هستند اما گفتن او را حتی به خودشان تقویت کنند. والدینی که اعتراض را حاضر جوابی، مخالفت را بی‌احترامی و مقاومت را نزاع می‌پندارند، ممکن است فرزندشان را به اطاعت در برابر مشکلات بعدی اجتماعی وادار کنند. فرزندان بیش از حد سازگار که نمی‌توانند به والدین خود «نه»بگویند اغلب فاقد آمادگی «نه» گفتن به دوستان خود هستند. نوجوان ۱۴ ساله‌ای را در نظر بگیرید که با جمعی از دوستان خود مشغول پرسه‌زدن در مکانی نامناسب است و از او انتظار می‌رود حشیش یا مواد مخدر دیگری مصرف کند اما جرات «نه» گفتن ندارد زیرا چنین کاری موجب انتقاد، نزاع و حتی طرد شدن او از سوی دیگران می‌شود. به طور مثال ممکن است این جملات را بشنود که: «تو خیلی خودت را بهتر از ما می‌دونی؟ از کارهای ما خوشت نمی‌آید؟ دیگر نمی‌خواهی با ما بپری؟ ما رو ضایع می‌کنی؟» در چنین شرایطی «نه» گفتن به مصرف مواد مخدر، برابر است با «نه» گفتن به دوستی. بر همین اساس والدین باید برای مواقعی که فرزندشان نمی‌تواند یا مایل نیست به طور مستقیم «نه» بگوید جایگزین‌هایی را به جای پاسخ منفی یا مستقیم به او یاد بدهند

 

منابع :


۱ـ هدایت اللّه ستوده، آسیب شناسی اجتماعی، تهران، آوای نور، ۱۳۸۰، ص ۱۹۱و۱۹۲.
۲ـ محمد معین، فرهنگ فارسی، پیشگیری.
۳ـ علی سلیمی و محمد داوری، جامعه شناسی کجروی، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۰، ص ۴۰۶.
۴ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۱۰۶ـ۱۱۰ / بروس کوئن، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، توتیا، ۱۳۷۸، ص ۱۶۳.
۵ـ سوسن رضایی، «ساخت شخصیت معتادان»، مجله حیات سبز، ش سوم، ص
۳۶ـ۳۷، ۱۳۸۲ / ژان برژه، اعتیاد به شخصیت، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸، ص ۲۱ـ۳۹.
۶ـ محمد داوری، پیشگیری و کنترل اعتیاد با نگرش اسلامی، قم، نقش کلک، ۱۳۸۱، ص ۴۸ـ۵۰.
۷ـ همان، ص ۴۷و۴۸.
۸ـ فریده ممتاز، انحرافات اجتماعی، نظریه ها و دیدگاه ها، تهران، سامی انتشار، ۱۳۸۱، ص ۳۷ و ۳۸.
۹ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۸۹ـ۹۱.
۱۰ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۱۶۲و۱۶۳.
۱۱ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۸۹ـ۱۰۱.
۱۲ـ علی سلیمی و محمد داوری، پیشین، ص ۴۲۵.
۱۳ـ محمد داوری، پیشین، ص ۵۴ـ۵۶.
۱۴ـ بروس کوئن، پیشین، ص ۱۶۴ـ۱۶۶.
۱۵ـ محمد داوری، پیشین، ص ۵۴ـ۵۷.
۱۶ـ سعید مدنی، خانواده و اعتیاد، مجموعه مقالات دومین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۸۱، ص ۱۷۹.
۱۷ـ همان، ص ۱۷۸ـ۱۸۴.
۱۸ـ محمد داوری، پیشین، ص ۵۱ / محمدحسین فرجاد، عوامل روانی ـ اجتماعی مؤثر در ایجاد اعتیاد، اولین سمینار بررسی مسائل اعتیاد، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص ۱۴۳.
۱۹ـ علی موسی نژاد، نگاهی به عوامل مؤثر بر گرایش نسل جوان به مواد مخدّر، مجموعه مقالات دومین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران، تهران، آگاه، ۱۳۸۱، ص .۲۱۸
۲۰ـ محمدرضا قنبری، مطالعات مردم شناسانه در گرایش به مصرف مواد مخدّر، همایش بین المللی علمی، کاربردی جنبه های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدّر، تهران، ۱۳۷۹، ص ۱۸۴.
۲۱ـ همان، ص ۱۸۷.
۲۲ـ ویلیام ل. کولب و جولیوس گولد، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه مصطفی ازکیا و همکاران، تهران، مازیار، ۱۳۷۶، ص ۸۴۸.
۲۳ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۱۹۴ـ۱۹۵.
۲۴ـ همان، ص ۱۱۸ـ۱۲۱.
۲۵ـ علی اصغر قربان حسینی، پژوهشی نو در مواد مخدّر و اعتیاد، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۸، ص ۱۹۷.
۲۶ـ محمد داوری، پیشین، ص ۱۲۶ـ۱۲۷.
۲۷ـ همان، ص ۱۲۸/ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴ و ۱۵.
۲۸ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۴۱.
۲۹ـ نرگس عربیان، «اعتیاد و راه های پیشگیری از آن با تأکید بر تربیت و خانواده»، مجله حیات سبز، ش سوم، ۱۳۸۲، ص ۲۳.
۳۰ـ سعید مدنی، پیشین، ص ۱۸۷و۱۸۸.
۳۱ـ اسماعیل اسفندیاری، «فقر و انحرافات»، کتاب زنان، ش ۲۱ ص ۶۴و۶۵ / ر.ک: سوره های (سبا: ۳۴ / زخرف: ۲۴ / بنی اسرائیل: ۱۶ / انبیاء: ۱۳ـ۱۱ / واقعه: ۴۵ـ۴۱.
۳۲ـ محمدحسین فرجاد، بررسی مسائل اجتماعی ایران، تهران، اساطیر، ۱۳۷۷، ص ۲۹۷ / سعید مدنی، پیشین، ص ۱۸۸و۱۸۹.
۳۳و۳۴ـ اسماعیل اسفندیاری، پیشین،ص۴۷،۵۳/ ص۶۷/ ص ۶۸.
۳۵ـ سعید مدنی، پیشین، ص ۱۸۵و۱۸۶ / علی اصغر، قربان حسینی، پیشین، ص ۱۹۷.
۳۶ـ اسماعیل اسفندیاری، پیشین، ص ۵۴ـ۴۷.
۳۷و۳۸ـ هدایت اللّه ستوده، پیشین، ص ۸۰ / ص ۴۵.
۳۹ـ محمد داوری، پیشین، ص ۶۸ـ۶۳.

40- راهنمای کامل تربیت کودک از 6 تا 9 سالگی ( رابین گلدستاین – مترجم شیرین یزدانی )

41-  تربیت کودک ( دامین فیتز جرالد – ترجمه و ویرایش : الهام حاجی باقری و حسنعلی میرزا بیگی )

42- 110 نکته از دنیای کودک ( به کوشش محمد رضا قربان زاده )

43 -   روانشناسی کودک ( دکتر محمد جواد قاسم زاده )

44 -  روش های نوین فرزند پروری ( سازمان بهزیستی کشور )

45 - فرزندپروری – (میثم سلگی)

46 -  روانشناسی تربیتی ( دکتر علی شریعتمداری)