باشگاه هیپنوتیزم

هیپنوتیزم - آموزش هیپنوتیزم - آموزش عملی تله کینزی - درمان اعتیاد . لکنت زبان . چاقی و لاغری . افسردگی و اضطراب شدید . ترسهای بیمارگونه . برنامه ریزی ذهنی . برگزاری کارگاه های روانشناسی با موضوعات مختلف

 
بالا بردن توانایی کودک در برابر رویدادها و پرورش کودک

بالا بردن توانایی کودکان در مقابل رویدادها

برخی از اوقات کودکان نمی توانند با بزرگتر ها برابری کنند.

بزرگتر ها بایستی از سرعت خود کم نمایند تا بتوانند با هم راه بروند.“

این روزها خانواده ها با تنش های فراوانی دست بگریبان هستند.

برای مثال، کار کردن درساعات دراز، طلاق، بیماری، بیکاری، و اسباب کشی بر والدین و فرزندان هر دو اثر می گذارند..

در حالیکه تولد نوزاد برای خانواده هیجان انگیز است، در عین حال زمانی است که زندگی همه اعضای خانواده و مخصوصا فرزندان را دستخوش تغییر عمده قرار می دهد. این تجارب بر روی پدری یا مادری کردن شما هم اثر دارد. احساس شما در این هنگام ممکن است آنقدر شدید باشد که نیاز فرزندان خود را توجه یا احساس نکنید.

فرزند شما چه می کشد؟

هنگام بروز یک پیشامد تنش زا یا ایجاد تغییر، فرزند شما ممکن است دچار ترس، آسیب پذیری و عدم امنیت بشود.

فکر نکیند که فرزند شما می فهمد که چه دارد می گذرد. این زمان ممکن است موجب بیقراری و بُهت بسیار او باشد. کودکان ممکن است خود را مسؤل اتفاقات ”بدی“ بدانند که برای عزیزانشان پیش می آید.

هنگام بروز تنش یا تغییر فرزندان ممکن است واکنش های متفاوتی داشته باشند:

  • ممکن است رفتار آنان بچه تر از سنشان بشود. این یکی از راه هائی است که به شما حالی کنند که این از حد توان آن ها بدر است و به شما نیاز دارند.
  • ممکن است خودشان را به شما بچسبانند و پر توقع، یا خرابکار بشوند تا از شما توجه، محبت، پشتیبانی یا اطلاعات در خواست کنند.
  • ممکن است بد خواب یا دچار کابوس شده و رختخواب خویش را خیس نمایند.
  • ممکن است خیلی گوشه گیر و یا نگران شوند.
  • ممکن است سعی وافر به عمل آورند تا هر چیز را برای خانواده بهتر سازند.
  • ممکن است بواسطه اینکه نخواهند شما را نگران یا ناراحت کنند در گفتن احساس خود به شما مشکل پیدا کنند.

چه باید کرد ...

  • هواره به فرزندان خود اطمینان دهید که آنان را دوست دارید.
  • به فرزندان خود بگوئید که آنچه می گذرد تقصیر آنان نیست.
  • بگذارید بدانند که با وجود اینکه ناراحت و نگران هستید ولی خودتان را می توانید نگهدارید.
  • روشن و صادقانه به فرزندان خود بگوئید که دارد چه اتفاقی می افتد.
  • در صورت امکان در تصمیم گیریهای مؤثر بر زندگی فرزندان آنان را هم سهیم نمائید.
  • به فرزندان خود فرصت سخن گفتن بدهید. اگر نمی توانند با شما سخنی بگویند آنان را تشویق نمائید تا با فرد مورد اعتماد خویش گفت و شنود داشته باشند.
  • به فرزندان خود حالی کنید که ممکن است احساس های متفاوتی را داشته باشند. به آنان اطمینان دهید که این امر عادی است و به آنها راه های بروز احساس خود را نشان دهید.
  • وقتی را برای درک احساس آنان کنار گذاشته و سعی کنید آنان را درک کنید و بدانید که علت رفتاری آنان چیست. بردبار و صبور باشید.
  • سعی کنید که به آئین های آشنای خود پایبند باشید.

کاری کنید که برای پشتیبانی از شما و فرزندان کسانی دور و بر شما باشند

 

 

 

چرا سالهای اولیه عمر فرزندتان اینقدر مهم است؟.

بین تولد و سه سالگی، فرزند شما بیش از هر دوران دیگر در زندگی خویش، رشد و نمو می کند. نحوه رشد مغز در این دوران اولیه عمر فرزند از اهمیت بسزائی برخوردار است. در سه سال اولیه عمر کودک، مغز رشد بسیاری می کند و تعیین کننده مسیر های رشد بعدی است.

تمام کردار، گفتار، فکر و احساس ما بر مبنای تجربه است که از مغز ما نشأت می گیرد. این مغز ما است که به امکان می دهد دوست بداریم و بخندیم، گریه کنیم و آرام بگیریم، گیج بشویم و بعد درک کنیم.

مغز در حال رشد

با آنکه در بدو تولد فرزند شما دارای 100 میلیارد یاخته عصبی است، مغز او هنوز هم رشد کامل خود را نیافته است. در سالهای اولیه زندگی، این یاخته ها تکامل یافته و ارتباطات حیاتی را در مغز برقرار می سازد . به این ترتیب برروی ساختار احساسی، اجتماعی و هوشی او تاثیر می نمایند.

مغز او متاثر از اثرات محیطی در سالهای اولیه زندگی است.

مغز از اندام های حسی (مانند چشم، گوش، زبان، و پوست) استفاده می نماید تا به ما نشان دهد که در جهان پیرامون ما چه می گذرد. همه تجارب ما از صافی های حواس پنجگانه ما رد می شود. این حس ها علائمی را به مغز ما منتقل می نماید و چگونگی درک و واکنش مغز به تجارب و اطلاعات را تغییر می دهد.

نقش والدین در سالهای اولیه عمر فرزند

پژوهشگران دریافته اند که رابطه بین والدین و فرزند در سالهای اولیه از راه های مختلفی بر رشد مغز او اثر می گذارد. وقتی که تجربه فرزند در سالهای اولیه عمر از والدین با محبت و علاقه باشد، ارتباطات مغز برای داشتن احساس خوب و فراگیری تقویت می شود.

نوزادان و کودکان به پرورش، تماس بدنی (در آغوش گرفتن)، و انگیزش نیاز دارند تا آنها را در فراگرفتن و رشد به بهترین وجه توانا سازد.

در رشد فرزند، روابط مثبت والدین با کودک در اوائل دوران زندگی، باعث تقویت حس کنجکاوی، عزت نفس و خودباوری او خواهد شد. این روابط به کودک کمک خواهد کرد تا در کشاکش زندگی بهتر تاب بیاورد.

در سالهای اولیه زندگی کودک وقت صرف کنید و:

  • او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید؛
  • با او صحبت کنید و به او لبخند بزنید؛
  • نشانه های فرزند خود را بشناسید و نسبت به آنها واکنش نشان دهید؛
  • تجربیات و فرصت های تازه ای را در اختیار فرزند خود قرار دهید؛ و

کاری کنید که فرزند شما احساس سلامتی و امنیت نماید

 

 

اهمیت و ضرورت تربیت فرزند در اسلام

 

 تربیت فرزند  به معناى فراهم آوردن مقدمات لازم براى به فعلیت رسیدن قواى او در راه تقرّب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهى و تمرین عملى است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقاید صحیح و ایجاد رفتار درست در فرزند خود کوشا باشند، خیر او را فراهم کرده‏اند و خداوند بر آنان رحمت خواهد نمود. درباره عقیده صحیح و انتقال آن به فرزندان، تکلیف بزرگى بر عهده والدین گذاشته شده است، زیرا تأثیر عقایدى که در خانواده رواج دارد و به فرزند القاء مى‏ شود در آینده او غیر قابل انکار است.

عمل تربیتى در خانواده به منزله پاسدارى از فطرت توحیدى فرزند است. این پاسدارى یک وظیفه بزرگ تربیتى و اخلاقى است که عمل به آن مهمترین کارکرد خانواده را فعلیت مى ‏بخشد.

امام سجاد (ع) در رسالة الحقوق فرمودند: حق فرزند تو اینست که بدانى او از توست و هرگونه که باشد چه نیک و چه بد، در دنیاى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى، در ادب نیکو و راهنمایى به سوى پروردگار و یارى او بر طاعت خداوند در باره تو و خودش. پس بر این کار پاداش مى ‏گیرى اگر درست عمل کنى، و کیفر مى‏ بینى اگر نادرست عمل نمایى؛ پس او را چنان تربیت کن که با اثرى که بر او مى‏ گذرى در دنیا زیبایى بیافرینى و با قیام شایسته به وظیفه ‏اى که نسبت به او دادى در نزد خداوند معذور باشى که هیچ قوتى نیست مگر از خداوند.

در این سخن، امام سجاد (ع) تربیت نیکو و آموزش عقیده توحیدى و کمک براى ایجاد رفتار صحیح در فرزند را بیان کرده‏اند و سپس انجام این وظایف را موجب سعادت دنیا و آخرت والدین دانسته ‏اند. در روایتى امیرالمؤمنین (ع) همین وظایف را ذکر فرموده‏اند: حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نکو نهد و نیکش پرورد و قرآنش تعلیم دهد. آموزش قرآن به معناى آموزش همه عقایدى است که دلالت فرزند به سوى خدا را محقق مى ‏کند و پرورش نیکو به معناى ادب آموزى و ایجاد رفتار صحیح سعادت بخش است. محیط خانواده اولین محیط اجتماعى است که فرزند تجربه مى‏کند. او از اعضاى خانواده به ویژه پدر و مادر بیشترین تأثیر را مى‏ پذیرد، زیرا حمایت پدر و مادر خود را تجربه کرده است و همواره دیده است که ضعف ‏هاى جسمى او را پدر و مادر جبران مى ‏کنند و تغذیه و پرورش او را از روى مهر و شفقت انجام مى‏ دهند. این تجربه‏ ها موجب اطمینان او نسبت به آنها مى ‏شود و این اطمینان باعث پذیرندگى فرزند از پدر و مادر مى‏ گردد. اگر پدر و مادر در این زمان عقاید صحیح را به او بیاموزند، قلب نیالوده او آن را مى‏ پذیرد و عادات لازم و متناسب با عقاید صحیح را مى‏ یابد.

 

 

 

امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزند خویش فرمودند: پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آن که دلت سخت شود و خردت در تصرف هوایى دیگر در آید. در ادامه همین نامه فرمودند: و چون به کار تو همچون پدرى مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم چنان دیدم که این عنایت در هنگام جوانى‏ ات به کار رود و در بهار زندگانى که نیتى پاک و نهادى نیالوده دارى، و این که نخست تو را کتاب خدا بیاموزم و تأویل آن را به تو تعلیم دهم، و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام بر تو آشکار سازم. در این بخش از نامه امام على به فرزندشان بر انتقال عقیده صحیح و ادب آموزى و نیز بر پاکى ضمیر انسان در دوره کودکى و جوانى تأکید شده است؛ یعنى همان دورانى که بیشترین تأثیر را از خانواده مى ‏پذیرد. انتقال عقیده حق و ایجاد رفتار سعادت آفرین، عنوان کلى وظایف تربیتى پدر و مادر است. ولى تفصیل عقیده حق را باید در قرآن و سنت جستجو کرد و رفتار صحیح را نیز از قرآن و سنت آموخت. پدر و مادر مسئول تحقق این امور در فرزند هستند. بنابراین باید در جستجوى بهترین روش براى تحقق آنها باشند و مسئولیت آنها تنها با گفتن و اطلاع رساندن خاتمه نمى‏یابد، بلکه باید روش‏هاى مناسب براى مؤمن و متقى شدن فرزندشان را بیابند. امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده‏اند: خداوند کسى را که به خیر فرزندش یارى مى‏دهد بیامرزد. پرسیدند چگونه به خیر فرزند یارى رساند؟ فرمودند: آن چه در توان اوست پذیرا شود و از آن چه فوق توان اوست در گذرد و او را به نافرمانى نخواند و سرگشته و حیرانش نسازد. در این روایت یک اصل مهم تربیتى بیان شده است: توانایى‏ها و استعدادهاى متربى باید در جریان تربیت مورد توجه باشد، والدین در مسیر تربیت فکرى و عملى فرزند خود نباید از این اصل غفلت کنند. غفلت از این اصل خیر فرزند را محقق نمى ‏کند و او را به نافرمانى و سرگشتگى مبتلا مى ‏سازد. از این روایت اهمیت مراحل رشد را نیز مى ‏توان دریافت؛ زیرا بدون توجه به قابلیت‏هاى فرزند در دوره‏هاى مختلف زندگى، تربیت صحیح ممکن نمى‏ شود.

 

خوشبختانه در روایات اهمیت توجه به مراحل رشد ذکر شده است. از امام صادق (ع) نقل شده است: فرزندت را بگو تا هفت سالگى بازى کند و هفت سال او را ادب ‏آموز و در هفت سال سوم او را ملازم و همراه خود دار. گویى هفت سال نخست سال‏هایى است که کودک به طور غیر مستقیم و فقط از طریق مشاهده رفتار پدر و مادر مى ‏آموزد و در هفت سال دوم به آموزش مستقیم عقیدتى مى‏ پردازد و هفت سال سوم سال‏هاى ورود به میدان یادگیرى حلال و حرام شریعت در مقام عمل است.

از امام صادق(ع) روایت شده است: فرزند پسر هفت سال بازى مى ‏کند و هفت سال قرآن مى‏آموزد و هفت سال حلال و حرام را یاد مى ‏گیرد.

یکى از اهداف تعلیم و تربیت فرزند در خانه و مدرسه، آماده سازى او براى زندگى در اجتماع و تعقیب اهداف جامعه الهى است. به همین دلیل برخى از آموزش‏ها براى او ضرورى است و باید از خانه آن آموزش‏ها را شروع کرد. نمونه مشهور و بارز این گونه آموزش‏ها در روایتى از امیرالمؤمنین (ع) آمده است:

 

فرزندان خود را شنا و تیراندازى بیاموزید.

اگر بپذیریم که این دو ماده آموزشى به سبب آن است که فرزند را براى انجام وظایف اجتماعى آماده کند، طبعاً نمى‏ توان در همین دو ماده آموزشى متوقف شد؛ بلکه باید به تناسب زمان و نیازمندى‏ هاى جامعه اسلامى، مواد آموزشى متنوع دیگرى را نیز در نظر داشت.

در تربیت فرزند نیز همچون سایر قلمروهاى زندگى، باید اصول ثابت را از امور متغیر جدا ساخت و به این حقیقت توجه کرد که برخى از آداب و ظواهر زندگى تغییر مى ‏کند و روابط اخلاقى و نیازمندى ‏هاى زندگى اجتماعى دگرگون مى‏ شود. تربیت فرزند را باید با آگاهى از تفاوت‏ هاى خود و فرزندان از حیث فضاى فرهنگى و مناسبات اجتماعى صورت داد. باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانى و مکانى زندگى خود رعایت کند. این آمادگى او را براى مقابله با تلقینات مسموم توانا مى ‏سازد و امنیت اخلاقى او را در دوران جوانى و بعد از آن تضمین مى‏نماید.

به امیرالمؤمنین (ع) نسبت داده شده است که فرمودند: فرزندان خود را به اخلاقى متناسب با روزگارشان مؤدب سازید: فرزندان خود را به اخلاق خودتان تربیت نکنید زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند.

در پایان تأکید مى‏ کنیم که فرزند موهبتى است که به امانت در اختیار والدین قرار گرفته است. باید این موهبت را گرامى داشت و از اکرام و احترام او فروگذار نکرد، چرا که سلامت روح او در احترام کردن اوست و تربیت اخلاقى او در سایه اکرام و احترامش موفق‏ تر خواهد بود.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: فرزندانتان را بزرگ دارید و با آنان رفتارى نیکو کنید

 

 

 

همه چیز درباره تربیت فرزند و پرورش کودک عالی

چگونه کودک خود را به خواندن کتابعلاقه مند کنیم

کودکان امروزی برخلاف کودکانچند ده سال پیش امکانات بسیاری زیادی از کامپیوتر گرفته تا کانالهای متعددتلویزیونی و ... برای گذارندن وقت خود دارند؛ آنچه در این میان موجب نگرانیاغلب والدین می شود، کم توجهی بسیاری از کودکان به مطالعه است. توصیه هایزیر می تواند کود شما را به خواند کتاب بیشتر علاقمند نماید.
1-
حداقل نیم ساعت در روز همراهکودکتان کتاب بخوانید
-
اگر کودک شما در سنین پیش از دبستان است، حتمآ با صدای بلند برایش کتاببخوانید.
-
به او کمک کنید تا همراه شما کتاب بخواند و در رابطه با داستان کتاب با اوصحبت کنید.
-
لغات یا کلماتی از هر صفحه را انتخاب کنید و از او بخواهید آنها را برایتانپیدا کند.

2-
با کودکتان زیاد صحبت کنید
-
قبل از اینکه کودک شما خواندن را یاد بگیرد، در طول روز با جملات ساده وکوتاه با او صحبت کنید.
-
صحبت کردن با کودکان، حتی در زمانی که خود کودک هنوز قادر به حرف زدن نیست،باعث می شود نه تنها در آینده بهتر صحبت کنند، بلکه خواندن و نوشتن را نیز بهتربیاموزند.

3-
به کودکتان کمک کنید تا بتواند به تنهایی کتاب بخواند
-
کتاب خواندن بچه ها در خانه نقش مهمی در موفقیت آنها در مدرسه دارد.
-
برای کودک خود زیاد کتاب بخرید، سعی کنید هفته ای یک بار به کتابخانه یاکتابفروشی سر بزنید.
-
کودکتان را تشویق کنید که عضو کتابخانه شود و به او اجازه دهید کتاب هایی راکه خودش دوست دارد انتخاب کند و به امانت بگیرد.

4-
اگر کودک شما در یادگیری کند است، کتاب خواندن برایش کار سختی خواهد بود
-
نوارهای قصه در منزل داشته باشید.
-
ضبط صوتی که طرز کارش آسان باشد را خریداری کرده یا به امانت بگیرید.
-
کتاب های داستان را با صدای بلند بخوانید و روی نوار ضبط کنید.
-
اگر نتوانستید نوار کتاب های مورد علاقه کودکتان را در بازار پیدا کنید، خودشما یا یکی از اعضای خانواده، کتاب ها را با صدای بلند بخواند و روی نوار ضبطکند. به این ترتیب کودک شما می تواند در هنگام نگاه کردن به صفحات کتاب به ایننوارها گوش دهد.

5-
اهمیت مطالعه را به کودکتان بیاموزید
-
کودک را تشویق کنید که وقت آزادش را به مطالعه بپردازد.
-
در طول روز مقداری از وقت کودکتان را برای کتاب خواندن آزاد بگذارید.
-
با خواندن روزنامه، مجله و کتاب در منزل می توانید الگوی مناسبی برای تشویقکودکتان به مطالعه باشید.

6-
در منزلتان جای خاصی را برای کتاب خواندن در نظر بگیرید
-
کتاب های مورد علاقه کودک خود را در دسترس او قرار دهید.
-
با پیشرفت کودکتان در کتاب خواندن، کتاب های مشکل تری را به کتابخانه منزلتاناضافه کنید.

7-
نوشت افزار متناسب سن کودک را در اختیار او قرار دهید
-
به طور کلی ، کودکان به نوشتن و آموختن آن علاقه مند هستند. وسایلی از قبیلکاغذ، خودکار و مداد را در دسترس کودک بگذارید تا به نوشتن تشویق شود.
-
اگر کودکتان برای نوشتن چیزی از شما کمک خواست، حتما این کار را انجام دهید.
-
اگر خودکار و مداد معمولی مناسب سن کودک شما نیست، با پزشک اطفال یا مربی مهدکودک او مشورت کنید و نوشت افزار متناسب را برایش فراهم کنید.

8-
خواندن و نوشتن به زبان مادری را با کودک تمرین کنید
-
هر چه بیشتر، کودک، زبان مادری را تمرین کند، آموختن زبان انگلیسی به عنوانزبان دوم بریش آسان تر خواهد بود.

9-
بیرون از منزل، در حال انجام کارهای روزانه نیز با کودک صحبت کنید.
-
وقتی از منزل بیرون می روید، اگر کودکتان همراه شماست، در طول مسیر با او درمورد جایی که می روید یا کاری که می خواهید انجام دهید، صحبت کنید. این کارباعث می شود خارج از محیط خانه نیز با کودکتان در ارتباط باشید.

10 -
از کودکتان بخواهید اتفاقات روزانه اش را برای شما تعریف کند
-
صحبت کردن در مورد تجربه های روزانه کودک، باعث می شود او به آنها فکر کند. تعریف کردن کامل یک اتفاق به همراه جزئیات مربوطه اش، به کودک می آموزد کهچگونه یک داستان نوشته می شود. به علاوه در فهم معنای داستان هایی که می خواندنیز به او کمک خواهد کرد.

11-
مدت زمان و نوع برنامه های تلویزیونی را برای کودک محدود کنید
-
کودک را به دیدن برنامه های آموزشی تشویق کنید. این کار باعث می شود کودک شمالغات علمی و اصططلاحاتی که در طبیعت به کار می رود را یاد بگیرد. سعی کنید درکنار او این برنامه ها را ببینید.

12-
از چگونگی پیشرفت تحصیلی کودک در مدرسه با خبر باشید
-
کلاس مدرسه کودکتان را بازدید کنید و در جریان پیشرفت او در مدرسه باشید.
-
چگونه می توانید به او کمک کنید که دانش آموز بهتری شود؟ کودک شما مشکل خاصیدر مورد خواندن دارد؟