متن کامل جزوه فرزند پروری . تالیف و گرداوری : محمد منصوریان

به نام خدا

مقدمه

در این جزوه آموزشی به موضوع فرزند پروری و دانستن اصول و فنون بسیاری در این زمینه خواهیم پرداخت که نیاز شما برای داشتن فرزندی سلامت ، خوب و موفق خواهد بود .

از گذشته افراد به این نیاز مهم توجهی نکرده بودند ، تا اوایل قرن بیستم که این نیاز مهم بطرز قابل توجهی آشکار گردید ، همچون مکتب روانکاوی که به اهمیت دوران کودکی و ارتباط کودک با محیط خود پی برد، به این صورت که پایه های شخصیت ، رشد شناختی ، اجتماعی ، عاطفی ، هیجانی در این دوران شکل و قالب اصلی خود را خواهد گرفت و تاثیرات بعدی محیط به این تنه اصلی شاخ و برگ خواهد داد .

متاسفانه اولین معلمان کودک ، در واقع همان والدین بدون مهم شمردن این دوران تصمیم به والد شدن می گیرند و با کوهی از آرزو و رویاهای بسیار زیبا و با وجود تلاش بسیار در این امر مهم شکست خورده و موفقیتی نخواهند داشت و قصر آرزوهای خود را ، ویرانه ای بیش نمی بینند ، از فرزندان خود به شرح زیر یاد   میکنند :

پرخاشگر، بهانه جو، گستاخ ، بی اعتنا ، لجباز، بی نظم و انضباط ، بی مسئولیت و...

دلیل ویران دیدن قصر رویاهای والدین تنها یک دلیل می تواند داشته باشد آنهم نداشتن اطلاعات لازم و کافی از دنیای کودک ، در واقع می توان گفت ( آموزشهای لازم جهت داشتن فرزندی خوب ، سالم و موفق ندیده اند )

دنیای کودک ، بلی همه با این جمله آشنا هستیم " دوران کودکی عجب دنیایی داشت " بنابراین برای پرورش هر چه بهتر فرزندانمان باید دنیایی اطلاعات داشت و مهارت های بسیار زیادی که بتوان کودک را تربیت و به بهترین وجه به رشد و کمال خود رساند .

- فرزند پروری : می توان در یک جمله فرزند پروری را اینگونه تعریف کرد :

فرآیند پرورش فرزند با آگاهی به تمامی ابعاد سلامت ، رشد جسمی ، شخصیتی ، ذهنی ، هیجانی ، عاطفی ، اجتماعی از نوزادی تا بزرگسالی .

والدین زمانی تربیت و پرورش خوبی خواهند داشت که قبل از ازدواج بینش و آگاهی های لازم را نسبت به این امر مقدس داشته باشند .

گاهی افرادی را می بینیم ، به علت بالا رفتن سنشان تصمیم به ازدواج وسریعاً والد شدن می گیرند ، افرادی به دلیل ادامه نسل و گاهی بر اثر فشار والدین که می گویند : بالاخره هرکسی باید ازدواج کند و بچه دار شود ، این بالاخره ازدواج کردن و بچه دار شدن! علم وآگاهی می خواهد و نکته دیگر اینکه والدین نباید بر اساس تجربیات اثر گرفته از دوران کودکی خود سبک خاص و اشتباهی را در شیوه فرزند پروری بکار گیرند .

در جزوه حاضر برای کسب مهارتهای فرزند پروری ، اصول ، قواعد و فنونی میپردازیم که امید است پاسخی به این بحث باشد ، لذا بعد از مطالعه کامل این جزوه منتظر نقطه نظرات شما خوانندگان گرامی هستیم :

Toloe_arike_mehr@yahoo.com

و یا شماره سامانه پیامک : 942  90  350  36  1000

ونیز شماره تماس ثابت موسسه :    84  52  51  36   026

 

محمد منصوریان – روانشناس عمومی و مشاور

( موسسه طلوع اریکه مهر )

چندی از احادیث و روایات از پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم:

پیامبر اکرم (ص) میفرمایند :

مهر خداوندی از آن بنده ای باد که فرزند خود را با نیکی کردن به وی و دمسازی با او و آموزش و ادب کردن وی ، در نیکو شدنش یاری دهد

امام رضا(ع) میفرمایند :

هرگاه به کودکان وعده ای میدهید آنرا برایشان عملی کنید ( تعهد پذیری) زیرا آنان می پندارند شما همان کسانی هستید که روزیشان می دهید . بی گمان خداوند بزرگ به اندازه ای که برای رعایت نکردن حقوق زنان و کودکان خشمناک می شود ، برای چیز دیگری خشمناک نمی شود .

 

پیامبر اکرم (ص) میفرمایند :

فرزند هفت سال سرور است ( بازی و آزادی کودک همراه با کنترل و نظارت . تربیت نامحسوس )

هفت سال بنده و فرمانبردار ( پرورش ، تربیت و آموزش کودک )

و هفت سال یاور است ( به کار گیری آموخته ها ، الگوبرداری نهایی و مساوات با والدین )

همچنین مولی متقیان حضرت علی (ع) میفرمایند :

کودک هفت سال تربیت می شود . هفت سال ادب می آموزد و هفت سال به کارگرفته می شود .

امام صادق (ع) میفرمایند :

پسر بچه هفت سال بازی می کند . هفت سال نوشتن فرا می گیرد . هفت سال حلال و حرام می آموزد .

 

* خصوصیات خانواده های موفق در امر فرزند پروری

1- والدین موفق ، چگونگی روابط بین خودشان در اولویت است ، درست است که توجه و صرف انرژی بسیار برای فرزندان امری لازم است ولی برای بقا و دوام خانواده روابط بین همسران باید در اولویت باشد تا با انرژی و آرامش بیشتری بتوانند وقت خود را صرف فرزندان کنند .

2- حمایت والدین از یکدیگر و نشان دادن اینکه فرزند پروری امریست در جهت بهبود خانواده وآرامش خاطر خودشان از آینده و احساس رضایت از زندگی و همچنین رضایت متقابل تمام افراد خانواده از یکدیگر .

3- والدین موفق ، فرزند پروری را کاری گروهی می دانند و در اِعمال تربیت ، رفتار و واکنش ها ، در ارتباط با فرزندان هماهنگ هستند ، نه اینکه پرورش فرزندان فقط به عهده یک نفر باشد و دیگری نظاره گر، زیرا امری است زمانگیر و صرف انرژی زیادی می خواهد تا بتوان فرزند پروری خوبی داشت . والدین باید بتوانند در نظام تربیتی خود هماهنگی کاملی داشته باشند و در مقابل هر رفتار کودک ، واکنشی در یک راستا از خود بروز دهند تا اینکه کودک رفتاری متعارض از والدین خود نبیند . زیرا کودکان بد بودن و یا خوب بودن هر رفتاری را با درجات و میزان مختلف واکنشهای بزرگسالان در ذهن خود ثبت می کنند و اینگونه ابعاد رفتاریشان شکل می گیرد و متوجه می شوند چه کاری به چه میزان خوب است و چه کاری به چه میزان بد است و چه کاری می تواند چه نوع پاداش و چه نوع عواقب و محرومیت هایی در بر داشته باشد ، حال اگر رفتار والدین با هم همسو نباشد ، کودک دچار نوعی دوگانگی شده و اغلب سعی می کند غریزی عمل کند و این نوع رفتار در شخصیت او قالب می گیرد .

 

4- از دیگر خصوصیات والدین موفق در این امر مهم ، اعتباریست که نزد فرزند دارند ، فرزندانی که پدر و مادری با این خصیصه دارند تربیت پذیر بوده و والدین خود را مرجع اصلی الگوبرداری خود می دانند .

 والدین در ارتباط با مسایل تربیتی ، برنامه ریزی ، توافق و مشارکت دارند و نسبت به رشد کودک این برنامه ریزیها را تغییر و ارتقا می بخشند ، در غیر اینصورت کودکان از اختلاف و تفاوت و ناهماهنگی والدین استفاده کرده و آنها را بازی می دهند ، برابرهرواکنشی درمقابل رفتار خود به والد دیگر پناه برده و بالعکس ، با این شرایط کودک تکلیف روشنی از نتایج رفتار خود ندارد زیرا که تفاوت و اختلاف در رفتار والدین خود را بارها مشاهده کرده است و اعتبار والدین نزد کودک از بین می رود ، در این مواقع می بینیم کودک دیگرانی چون دایی خاله و یا دوست همسال خود را جهت الگوبرداری معتبری انتخاب می کند و دیگر این والدین نیستند که کودک را تربیت می کنند ، در واقع محیط که نسبتا غیر قابل کنترل است این کار را انجام می دهد .

5- والدینی که محبت ، آرامش و امنیت را بین خودشان به بهترین وجه برقرار نموده ، بستری مناسب برای تربیت و رشد کودک خود ایجاد می کنند چراکه بحث و جدل های خصمانه والدین و خصومت هایی که بین آنها رخ می دهد و چه بسا درگیری های فیزیکی ، باعث ایجاد جوی نا آرام و نا امن شده و در کودک خلق و خوی بی ثبات ، تکانه ای و نیز اضطرابی قابل توجه ایجاد کرده و موجب اختلال در تربیت او می گردد .

 

 

- انواع خانواده ها از نظر سبک تربیتی و فرزند پروری

1- خانواده های مقتدر

2- خانواده های سهل گیر

3- خانواده های سخت گیر و مستبد

4- خانواده های طرد کننده و یا ازهم پاشیده

 

در این جا به بحث درباره شیوه های رایج در انواع خانواده ها به تفکیک نوع آن خواهیم پرداخت :

 

1- خانواده های مقتدر :

والدین در این نوع خانواده ، پیوسته به کودکان خود توجه و دقت دارند و مرتباً آنها را مورد پالایش قرار داده و ارتباط کلامی و عاطفی بسیار مناسبی با فرزندان خود دارند ، آنها را به استقلال و استدلال و تعقل گرایی احترام مسئولیت پذیری ، همکاری و مشارکت تشویق و حمایت می کنند ، در این خانواده محبت ، آرامش و امنیت کاملاً برقرار است ، افراد حق اظهار نظر دارند و در رابطه با مسایل مختلف مشورت و در تصمیمات و اجرای آن مشارکت کافی دارند و نیز شخصیت کودک مورد احترام بوده و فقط رفتار اوست که مورد نکوهش قرار خواهد گرفت نه شخصیت او.

ویژگی فرزندان در خانواده های مقتدر:

- متکی به خود همراه با عزت نفس و اعتماد به نفس

- احساس استقلال و نیز تلاش برای آن

- خلق و خوی آرام و مناسب

- رفتار اجتماعی شایسته

- خلاق و مبتکر

- صمیمیت و حس همکاری و مشارکت

- متعهد و مسئولیت پذیر

2- خانواده های سهل گیر :

والدین در این نوع خانواده سخت وظیفه شناس و متعهد به تمامی امور کودک خود هستند و البته در راستای راحتی و آسایش و تن پروری کودک ، هیچ گونه کنترلی روی کودک نداشته و در مقابل کودک از هر نظر آسان می گیرند .

مشارکت ، همکاری ، تعهد ، احساس مسئولیت ، عواطف ، خلاقیت و ابتکار، تلاش و تجربه ، اعتماد به نفس و اتکاء به خود در این خانواده به کودک القاء و آموزش داده نمیشود . بی نظمی در این خانواده حکمفرماست و هیچ قانونمندی دیده نمی شود ، خودخواهی ، خودمختاری و بی هدفی در اعضای این خانواده دیده می شود و در مجموع والدین الگو و مرجع مناسبی جهت رشد و پرورش کودک نخواهند بود .

 

ویژگی فرزندان در خانواده های سهل گیر

- بی تعهد و بی مسئولیت

- مشارکت و همکاری و صمیمیت امری ناشناخته است

- لوس ، گستاخ و سرکش

- خلق و خوی تکانشی و رفتار ناشایسته اجتماعی

- خود مختار، بی نظم و بی هدف و اغلب افسرده و تنبل

- به والدین خود اغلب احترام نمی گذارند

- همیشه در کمین آسیب های اجتماعی قرار دارند

3- خانواده های سخت گیر و مستبد:

در این نوع خانواده سخت گیری مبنای هر کاریست و نیز یک والد به طور معمول بر والد دیگر مسلط بوده و استبداد به خرج می دهد ، طوری که حس همکاری ، صمیمیت و مشارکت وجود نداشته و حرف و خواست خود را با زور و فشار بر کرسی می نشاند و در غیر اینصورت بحث و جدل ، تنش و گاهی درگیری های فیزیکی در این خانواده ها مشاهده می شود . ترس و وحشت ،نا امنی و گاه بد دهانی در این نوع خانواده حکمفرماست .

مسئولیت پذیری معنایی متفاوت و دگرگون دارد به این معنا که یک والد زورگویی کرده و باقی افراد با ید اطاعت کنند در غیر اینصورت بحث و مجادله یا درگیری فیزیکی رخ خواهد داد اطاعت امر یا مسئولیت پذیری بدون استدلال ، عزت نفسی به دنبال نخواهد داشت و از اعتماد به نفس آثاری دیده نخواهد شد ، حس همکاری و مشارکت بی معنا و صمیمیت و روابط عاطفی وجود بسیار ضعیفی از خود نشان می دهد .

مثال : انتخاب لباسهای کودک کاملا به عهده والدین است و کودک پسر نمی داند دقیقا چرا نباید کفش صورتی بپوشد و یا نمی داند چرا در میهمانی نباید سر و صدا کرده یا بدود و یا ادبیات اینکه چطور می تواند وارد صحبت و اظهار نظر شود و ...

ویژگی فرزندان در خانواده های سخت گیر

- تحریک پذیر با خلق و خوی بی ثبات

- بروز رفتارهای متعارض و تکانشی

- عدم رشد عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی شایسته

- عدم عزت نفس و اعتماد به نفس ، حس حقارت

- فقدان توانایی تصمیم گیری و نیز احساس مسئولیت با انگیزه درونی

- حس استقلال نداشته ، ترسو و کم جرأت هستند

- انواع مهارتهای کلامی ، رفتاری ، عاطفی و اجتماعی در سطح خیلی پایین قرار دارد

 

4- خانواده های طرد کننده یا از هم پاشیده :

والدین این نوع خانواده ها نسبت به هم و نیز فرزندان نادیده انگار ، غافل و طرد کننده هستند . به هیچ وجه احساس مسئولیت و تعهد نکرده و هیچ کنترلی بر رفتار فرزندانشان ندارند . اعضاء این خانواده خود مختار، بی قید و بند به اصول و روابط خانواده و کاملا مشغول کار خود هستند ، از امور هم بی خبرند و گاه با سلام و خداحافظی و احوالپرسی بیگانه اند . در واقع همه با هم همخوانه اند . اگر از والدین این خانواده بپرسید فرزندت کجاست ؟ در پاسخ اظهار بی اطلاعی میکنند و می گویند : شاید در کوچه ، شاید پشت بام ، شاید خانه همسایه ، نمی دانم بالاخره که بر می گردد.

 

ویژگی فرزندان در خانواده های طرد کننده یا از هم پاشیده

- نا لایق اجتماعی

- لوس ، پرتوقع و طغیانگر و گستاخ

- بی توجه و بی مسئولیت

- عدم حس مشارکت ، صمیمیت یا همکاری

- رفتار متعارض ، نا متعادل و پرخاشگر

- فرد گرا و بی تعهد

- رشد عاطفی و اجتماعی نا مناسب

- همیشه در معرض شدید آسیب و انحرافات اجتماعی قرار دارند

- در اغلب موارد در آینده شغلهای خلاف قانون و نامناسبی را برمیگزینند

 

فنون  و مهارت های فرزند پروری

 

* ایجاد توانایی و هدایت رفتار

وقتی انجام کاری را توسط کودک خود صلاح می دانید و یا در راستای پرورش و تربیت او می دانید ، رفتار او را با جمله ای پیشنهادی و اظهار نظر مثبت هدایت کنید : " تو از پس این کار بر می آیی " . " تو می توانی این کار را به خوبی انجام دهی " . " میتوانی این کار را انجام دهی ، نتیجه خوبی خواهی گرفت " . " من به تو در انجام این کار کمک خواهم کرد " . " کار مشکل و سختی نیست " . " باید کمی تلاش کنی ، همیشه با یک بار تلاش آدمی به نتیجه نمی رسد ، گاهی باید به دفعات تلاش کرد "

گاهی کودک نمی خواهد کاری را انجام دهد ، ترسی در دل دارد ، استرس داشته و یا ابهامی در نتیجه آن می بیند و یا در اثر بی حوصلگی و یا ضعیف و ناتوان فرض کردن خود ، ترجیح می دهد وارد عمل نشود . در این مواقع با ادای جملاتی مشابه جملات فوق می توانید رفتار او را هدایت و در او ایجاد توانایی کنید . سعی بر این باشد تا از جملات به طور محکم و با اطمینان ، دوستانه و با احترام استفاده شود ، در صورتی که نتیجه نگرفتید می توانید از تشویق و پاداش استفاده کنید ، بهتر است تشویق و جایزه به موقع و بعد از انجام امور محوله باشد تا جنبه رشوه پیدا نکرده و انجام کار مشروط به آن نباشد ، با جایزه های مکرر و بیش از اندازه فقط او را شرطی سازی میکنید و او قبل از انجام هر کاری از شما تشویق و جایزه طلب می کند، پس در ارائه تشویق و جایزه افراط نکنید .

اغلب اوقات برای هدایت رفتار او به عملی که در نظر دارید ، می توانید خودتان شروع به انجام آن موضوع کنید ، البته در شرایطی که کودک شما حضور دارد و شما را زیر نظر می گیرد و این مسئله نوعی الگوبرداری و آموزش سلیقه خواهد بود. مثال : شروع به نظم و ترتیب دادن اتاق او می کنید و با خود زمزمه کنید : ای کاش کسی به من کمی کمک می کرد و در دفعات بعدی می توانید کمک بیشتری بخوا هید و به او بفهمانید که توانایی انجام آنرا داشته و از وظایف او به شمار می رود ، حضور خود را بطور آهسته ای از این نظم وترتیب دادن حذف کنید ، با شروع به نظم وترتیب دادن و درخواست کمک از کودکتان با یک تیر چند نشان زدید " هدایت رفتاری " . " یادگیری مشاهده ای " . " حس مشارکت " . همیشه برای آموزش سلیقه در تزئین اتاق کودک  نظر او را بکار ببندید وقتی نظرات نسبتا خوبی داشت او را تشویق کنید ، در صورتی که نظر خوبی نداد ، بگویید : " من فکر می کنم اینطور باشه بهتره نظر تو چیه " .زیرا سبب توجه و رضایت او شده و علاقه بیشتری نسبت به نظم و ترتیب دادن به اتاقش نشان خواهد داد . این نظم در دوران رشد از اتاق شخصی به کل منزل و نیز کلیه امور اجتماعی و شخصی وی تعمیم پیدا خواهد کرد و در روابط اجتماعی او نیز تاثیر گذار خواهد بود . آنگاه خواهید دید که کودک شما نظم و ترتیب را یاد گرفته و با احساس مسئولیت کامل تری کار را انجام خواهد داد و گاهی از کمک و دخالت شما نیز ممانعت خواهد کرد .

 

* ایجاد کنترل در رفتار و سنجش محیط ، شرایط و موقعیت ( توان مهارگری )

توان مهار یک رفتار و تعدیل آن در یک موقعیت و شرایط خاص و به تاخیر انداختن ارضای حاصل از انجام یک کار . به عبارتی دیگر انجام رفتارهای مردم پسندانه و کنترل تکانه ها و فرآیندهای درونی به صورت اطاعت از بزرگسال و درونی سازی ارزشهای دیگران و وجدان اخلاقی . مثال : کودک می تواند در خانه شما که در طبقه اول است ، حسابی شیطنت کند و بدود ، حتی با او همپا و همبازی شوید و در اوج شادی با اوصحبت کنید که فرضاً در خانه فلانی که طبقه دوم است اگر مهمان بودیم نباید این کار را انجام دهی و باعث ناراحتی و آزار دیگران شوی .  

 

* توجه به رفتارهای کودک

به جای اینکه در چرخه توجه به رفتارهای نامناسب و دارای بار منفی کودک مرتباً توجه شود ، بهتر است به کارها و رفتارهای خوب و مثبت او نیز بیشتر توجه کرد ، تا اینکه رفتارهای منفی او بی اهمیت و رفتارهای خوب در نظرش مهمتر و با اهمیت تر جلوه کند ، کودک باید از توجه شما آگاه شود و اگر اینطور عمل نکنید ، مطمئن باشید با انجام کارها و رفتار نادرست و گاه عصبانی و کلافه کردن شما توجه تان را جلب خواهد نمود و این باعث یادگیری رفتارهای غلط در کودک شما خواهد شد .

 

* توجه به احساسات

هنگامیکه کودک شما شاد ، غمگین ، در حال ترس و یا هیجانات دیگر است باید کاملا به او توجه نشان دهید و ارتباط برقرارکنید ، وارد ذهن او شوید و با دقت به حرفهایش گوش کنید باید به این مسئله دقت کنید که کودک شما یک بزرگسال با دایره لغات گسترده نیست و مهارتهای کلامی در سطح بالایی ندارد ، پس میان حرفهای او به دنبال سرنخی باشید تا دلیل نوع هیجان آن لحظه کودک را دریابید

مثال : کودک در هنگام رفتن به مهد یا مدرسه گریه کنان می گوید : " نمی خواهم بروم " . " حوصله ندارم " . " دوست ندارم بروم " . " خوابم می آید " . به جای مشاجره با او در آغوشش گرفته ، اشکهایش را پاک کنید ، سبب قوت قلب او باشید ، او را نوازش کرده و به جای سوال پرسیدن بگویید : توواقعاً "ناراحت"یا "عصبانی" هستی و یا "ترسیدی" و حتماً مسئله ای باعث شده که نمی خواهی بروی . کودک : نمی دانم . والد: حتماً مسئله مهمیست ، بگو تا کمکت کنم .

کودک :

- یکی از همکلاسیها مرا یواشکی کتک میزند ...

- بچه های مدرسه مرا به خاطر کیف نارنجی ام مسخره می کنند ( پسر بچه )

- چون به سوالات معلم خوب جواب ندادم به من تمریناتی داده بود که انجامش ندادم

- و .....

والد با توجه به احساسات کودک دلیل و منشأ هیجانات او ( ترس ، خشم ، بی حوصلگی...) را پیدا کرده و راه حلی می یابد ، زمان شادی نیز باید به احساس او کاملاً توجه کرده و دلیل شادی او را بیابید و در شادیش شریک شوید ، کودک احساس همدلی و صمیمیت بیشتری با شما خواهد داشت ، گاه کودک نه تنها به دنبال همدل و غمخوار بلکه شریکی برای شادیهایش می گردد .

 

* انواع پاداشها

 

- جایزه :

شامل اشیاء یا چیزهاییست که کودک به آن علاقه خاصی نشان میدهد مانند اسباب بازی یا خوراکی و ... در صورتی که میخواهید رفتاری را در او تقویت کنید فوراً بعد از انجام آن توسط کودک می توانید به او جایزه بدهید

نکته در حین دادن جایزه و یا قبل از آن شرحی از رفتار مثبتش داده تا کاملا متوجه دلیل جایزه شود و نیز بهتراست با تشویق کلامی همراه بوده تا ذهن کودک فقط متوجه جایزه بطور صرف نباشد و دیگر اینکه جوایز اگر با برنامه ریزی روزانه و راس ساعت و هر بار انجام گیرد جنبه شرطی پیدا خواهد کرد که تربیت کودک را دچار اختلال خواهد نمود

- تشویق کلامی :

عمل انجام شده از طرف کودک به صورت کامل یکبار برای او شرح داده می شود زیرا که این کار به خودی خود نوعی تشویق کلامیست ، سپس با تشکر و قدردانی با زبان کودکانه خودش و نیز با هیجانی خاص ، تشویق کلامی را به پایان می رسانید

 

- تشویق فعالیتی :

داشتن فعالیتی مشترک با آنچه کودک به آن علاقه مند است ، در قبال ارائه و نمود رفتارهای خوب و مناسب او . درابتدای امر، دقت داشته باشید کودک درون خود را بیدار کنید تا تشویق شما برای کودک ارتباطی رسمی تلقی نشده و در عین حال توقع یک هم سن و سال و همبازی کودک را از شما نداشته باشد . مثال : چه کار خوبی انجام دادی که "اتاق خودت را مرتب کردی" و یا "قبل از وعده های غذایی مرتباً بستنی نخوردی" و یا "رفتار خوبی داشتی" ، حالا بیا با هم یک بادبادک زیبا بسازیم و به پارک مورد علاقه ات برویم تا آنرا به هوا بفرستیم و ...

 

- تشویق فیزیکی :

نوازش ، آغوش گرفتن و فشردن ، بوسیدن ، آرنج های کودک را محکم گرفتن و به طرز صمیمانه ای به او نگاه کردن ، به طور خاصی دست او را گرفتن ، چشمک زدن . دقت داشته باشید این موارد را فقط و فقط جهت تشویق به کار نبرید ، گاهی برای نشان دادن محبت خود به کودک نیز می توانید این رفتارها را داشته باشید.

 

- نکته :

تشویق و جایزه باید مناسب و درخور رفتار و سن کودک باشد و اگر نه کم اثر یا بی تاثیر خواهد بود و از مبالغه و یا افراط بپرهیزید ، زیراکه کودک فکر می کند کاری زیادی انجام داده است که اصلا می توانست انجام ندهد!

 

* استدلال گرایی :

والدین باید در انجام امور خود استدلال گرا بوده و برای رابطه بین اعمال و رفتار خود و کودک استدلال آورده تا استدلال گرایی را به کودکان خود بیاموزند.

مثال : تو را به پارک مورد علاقه ات بردم و این  پاداشی بود در قبال رفتار خوبت ، چندی بعد دوباره به او یادآور شویم که چرا او را به پارک مورد علاقه اش بردیم ، هم یادآور نتایج رفتار خوبش شدیم و هم قوه استدلال کودک را فعال تر کردیم و به طور کلی باید با استدلالهایی آشنا شود که چرا و به چه علت تنبیه یا تشویق شده و چرا نوع رفتار والدین تغیر کرده تا بتواند بطور منطقی تری رفتار خود را کنترل کند .

 

* اغماض و نادیده گرفتن :

کاربرد این مهارت توسط والدین جهت پایین آوردن سطح نمود رفتارهاییست که نمیخواهند کودکشان انجام دهد . نکته اینکه به کودک نگاه مستقیم نشود ، ارتباط کلامی و تماس فیزیکی برقرار نشده و باید فقط در یک صورت به میدان رفت ، آنهم زمانیست که انجام عملی توسط کودک برای او خطرآفرین است ، مانند بازی با وسایل خطرناک و یا ضایع کردن حقوق دیگران و ...

 

رفتارهایی که می توان نادیده انگاشت :

- سر و صدا کردن

- گریه کردن های بیش از حد

- جیغ و زاری کردن

- به هم ریختن وسایل شخصی اتاق

- تکرار یک رفتار نادرست

باید بی توجهی به حدی باشد که رفتار غیر صحیح کودک پایان یافته و کودک آماده مذاکره شود ، و اگر کودک وارد مذاکره نشد ، ما پیش قدم شده و خیلی جدی ، قاطع و محترمانه شروع به صحبت و گفتگو خواهیم کرد .

 

* اتاق خلوت

این تکنیک در واقع نوعی محرومیت موقت و ایجاد جوی جدی و قاطع ، جهت حذف یک رفتار یا وادار کردن کودک به انجام رفتاری که در صلاح تربیتی او می باشد انجام میپذیرد  یک اتاق خلوت و یا انتهای یک راهرو که وسایل یا اسباب بازیهای کودک آنجا نباشد انتخاب می کنیم . اتاق خواب ، حمام یا انباری جهت این کار مناسب نیستند . باید همیشه این مکان ثابت بوده و یک صندلی بزرگسال داشته باشید تا هنگامیکه کودک روی آن مینشیند پایش روی زمین نرسد . کاری را که می خواهید انجام دهد ، قولی را که می خواهید بدهد و یا توافقی که می خواهید انجام دهید کاملاً باید روشن و واضح باشد ، محکم و قاطعانه بیان کنید . اگر پس از گذشت چند ثانیه نتیجه نگرفتید ، دوباره حرف خود را تکرار کنید و اگر باز هم نتیجه ای نداد دست او را بگیرید و بدون توجه او را به اتاق خلوت ببرید ، اگر در این حین خواست به حرف شما گوش کند نادیده بگیرید و به سمت اتاق خلوت بروید ، او را روی صندلی بنشانید ، دستها یا شانه هایش را گرفته تا حرکت نکند سپس مستقیم و جدی به چشمانش خیره شوید و سکوت کنید و به ازای هر سال سنش 1 دقیقه صبر کنید تا هیاهو یا بی تابی و گریه اش تمام شود ، زمانیکه 30 ثانیه اخیر آرام بود اتاق خلوت را با او ترک کرده و به محیط خانه برگردید و انجام رفتار مورد نظر را از او بخواهید و اگر مجدد انجام نداد و یا نتیجه نگرفتید ، دوباره به اتاق خلوت بروید . او باید بداند قوانینی را باید رعایت کند در غیر اینصورت با محرومیت یا اتاق خلوت روبرو خواهد شد

 

نکته :

اگر محرومیت  اخم و قهر شما از نظر شدت تناسبی با سن یا رفتار منفی کودک نداشته باشد و یا اینکه بسیار طولانی باشد  ، منجر به حس انتقام جویی او خواهد شد و نیز بالعکس اگر محرومیت شما کوتاه بوده و یا سریعا عذرش را بپذیرید ، کودک محرومیت شما را ساده انگاشته و مدتی بعد کار خود را تکرار خواهد کرد و شما را به بازی می گیرد .

نکته دیگر اینکه کودک نباید احساس کند او را دوست ندارید ، باید متوجه این باشد که شما با رفتارش مشکل دارید .

 

*  انتقاد

از او بابت رفتار نامناسبش انتقاد کنید ولی باعث تحقیر او نباشید زیراکه موجب لجبازی و کینه توزی خواهد شد .در اکثر موارد انتقاد موجب تقویت رفتار نامناسب خواهد شد به عنوان مثال زمان بازی کودک شروع به انتقاد از او نکنید چون موجب کلافه شدن او شده و حس لجبازی او را برمی انگیزد و رابطه بین شما و فرزندتان رابطه خوبی نخواهد شد و این رابطه نامناسب گسترش پیدا کرده و کودک رابطه با افراد غریبه را بیشتر ترجیح داده و این وضعیت خوبی نخواهد بود ، زیرا این حس ترجیح رشد کرده و منجر به این خواهد شد که در بزرگسالی در معرض آسیب های اجتماعی قرارگرفته و امکان نزدیک شدنشان به افراد بزهکار را بیشتر می کند  . بنابراین صبر کنید تا بازی او تمام شده و با برقراری رابطه عاطفی و کلامی مناسب و قاطعانه همراه با احترام و یا با بازگو کردن یک سری از رفتارهای مثبت او و تشویق کردن شروع به انتقاد کنید .

مثال : تو که "پسر" یا " دختر" خوبی هستی و خیلی مرتبی باید اسباب بازی های خودت را مثل کفشهایت سالم و تمیز نگاه داری .

 

* قاطعیت

با نشان دادن قاطعیت خود در واکنش به رفتارهای نامناسب کودک ، واکنشهایی قابل پیش بینی و روشن به کودک خود ارائه دهید و نیز این قاطعیت در هر دو والد وجود داشته باشد تا کودک بفهمد حرف و نظر والدینش یکی است و وقتی چیزی بگویند لازم الاجراست و مطمئناً با تشویق ، محرومیت و واکنشی مشخص روبرو خواهد شد .

توجه او را جلب کرده ، به چشمان او نگاه کنید و قاطعانه انجام یا انجام ندادن کاری را از او بخواهید و در آن اسرار بورزید ، موضوع را فراموش نکرده و در صحنه باقی بمانید تا به نتیجه برسید . کودک متوجه قاطعیت شما خواهد شد . با این کار قانونمندی را در کودک تقویت کرده و او را به این باور برسانید که هر کاری عواقبی قاطعانه خواهد داشت . این کودکان در بزرگسالی خیلی کمتر به سراغ جرم ، بزهکاری و عوامل جرم زا همچون اعتیاد خواهند رفت و قانونمندی را پیشه خواهند کرد .

 

* دستور دادن

این تکنیک از قبل به کودک تمرین داده می شود تا در مواقع ضروری که فرصت استدلال برای کودک ندارید حرف شما را گوش دهد . مثال : زمانیکه در میهمانی هستید و انجام یا انجام ندادن کاری را از کودک خود می خواهید و اگر استدلال شما را ببیند و ترس از خجالت زدگی را در چشمان شما بخواند شما را به بازی خواهد گرفت  !

در دستور دادن نباید دلیل و منطقی آورده شود و اگر نه از حالت دستور خارج می شود. جمله سوالی و پیشنهادی یا خبری نبوده ، از کنایه گویی بپرهیزید و قاطعانه از یک جمله دستوری استفاده کنید . دقت کنید بر سر کودک فریاد نکشید ، با احترام و محکم او را صدا کنید . جمله شما واضح و روشن از درخواست کاری باشد ، ژست فیزیکی یک دستور دهنده را بگیرید مثل دست به سینه یا دست به کمر شدن ، به چشمان او نگاه کرده و دستور بدهید ، توجه داشته باشید اگر این تکنیک را زیاد بکار ببرید والدی زورگو  محسوب خواهید شد . پس در حد تمرین اطاعت از والدین را به او بیاموزید و در مواقع ضروری بکار بگیرید . دستور ساده و در توان کودک بوده و با نتیجه گرفتن او را تشویق کرده و پاداش دهید . جمله دستوری باید مثبت باشد

مثال : به جای " تو نباید با خواهرت دعوا کنی " بهتر است بگوییم "  دعوا کار درستی نیست و تو باید به خواهرت احترام بگذاری و با او گفتگو کنی "

 

* تفریح

تفریح و بازی با کودک فرصت تجربه مهارت های ارتباطی را به او داده و موجب اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیری و رشد مهارت های اجتماعی او می گردد . وقتی تفریحات در خانواده به اندازه کافی و متنوع و شاد باشد  احساس نزدیکی وصمیمیت به والدین داشته و ارتباط بهتری پیدا می کند . مهارت تفریح و بازی با کودک چهار هدف را دنبال می کند

- صمیمی تر و دوست شدن و حس مشارکت در شادیها و اجتماعی تر شدن

- پرورش استعدادها و خلاقیت و ابتکار عمل در کودک

- درک احساس او از طرف والدین و احساس رضایت دو جانبه

- کودک تفریح همراه با خانواده را بیشتر ترجیح داده و این مساله درونی شده و در دوران نوجوانی و بزرگسالی نیز همین گونه را خواهد پسندید و کمتر در معرض دوست و رفیق های متنوع و آسیب های اجتماعی قرار خواهد گرفت . البته این بدان معنی نیست که کودک را وارد اجتماع نکنیم چون در این صورت آسیب پذبرتر و بی تجربه تر خواهد بود ، در واقع در این تفریحات که در بطن اجتماع صورت می گیرد خانواده در کنار کودک و نوجوان خود حضور مستمر داشته و رشد اجتماعی کودک با آموزش ها و تجربه های والدینش و با حمایت آنها  صورت می گیرد

* بازی

کودک برای رشد مناسب ، تجربه کردن ، کشف کردن ، شناخت خود و ارتباط برقرار کردن نیاز به راهی کودکانه دارد تا بتواند همواره قوه خلاقیت ، انتزاع و تخیلش رشد کند.

 

انواع بازی ها :

 

- جسمانی ( فعالیتی ) :

/ 0 نظر / 21 بازدید